تبليغاتX
پنجره ای به سوی فردای روشن.

به اطلاع خیرین محترم میرساند که روستای محروم  رومدشت از توابع شهرستان  رودسر استان گیلان  در

 

حال ساخت  مسجد میباشند که با مشکلات مالی زیادی ربرو هستند  " خیرین محترم میتوانند با کمک های

 

خود هر چند ناچیز به یاری  مردم محروم این روستا شتافته وخود را در این امر خیر سهیم نماید " اجرتان با خداوند " شماره حساب :29365477486315

 

موسسه ی انصارالمجاهدین رحیم اباد "بنام مسجد صاحب الزمان رومدشت

 

+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 13:19 |
از دهه 1980 ميلادي تا امروز به تدريج عامل نيروي انساني متخصص و شايسته به‌ويژه به دليل سنگين ترشدن جايگاه عامل فناوري، انقلاب اطلاعاتي وشتاب تغييرات و نقش دانشگران در سازمانها و به طور خاص در سازمانهاي دانشگر بيشتر شده و امروز با پديده اي در مديريت روبرو هستيم كه به درستي آن را تحت عنوان سيستم شايسته سالار (M.S) مي شناسيم؛ پديده اي كه با ظرفيت خلاقيت و سختكوشي كاركنان مزيت خود را تعريف مي كند، يعني سرمايه اي در تعامل با مدير. مديري كه لزوماً در زمينه هاي مختلف از نظر دانش تخصصي بر كاركنانش برتري ندارد اما بسترساز هم افزايي نيروي كار خويش است و كاركنان را سرمايه ارزشمند سازمان خود تلقي مي كند.

در مقابل نظام شايسته سالار طيفي از نظامهاي سنتي از مديريت قرار دارند كه در آنها انواعي از معيارها و نگرشهاي خويشاوندسالاري، حزب سالاري، فرودست پروري، تهديد و تحبيب گرايي قرار دارند كه حتي در مقابل الگوي كهن و بوروكراسي و بري نيز كه صدسال از عمر آن مي گذرد به مراتب عقب مانده ترند.نظام شایسته سالاری دارای پنج مرحله یا رکن اصلی است: شایسته خواهی، شایسته شناسی ، شایسته گزینی ، شایسته داری و شایسته پروری

* اگر ما به دنبال انتخاب و انتصاب افراد شایسته باشیم، ابتدا لازم است آنان را خوب شناسایی و به صورت دقیق گزینش کنیم، سپس زمان مناسبی را در اختیار آنان قرار دهیم تا بتوانند عملکرد خود را نمایان سازند. مرحله ی بعدی که شایسته داری است دقیقا با بحث ثبات مدیران مرتبط است. به عبارت بهتر "شایسته داری" یا داشتن ثبات در مدیریت ، شرط لازم نظام شایسته سالاری است و نه کافی، در صورت تحقق دیگر اجزا و مراحل این نظام، ثبات مدیریت می تواند به استقرار نظام شایسته سالاری کمک کند. البته ماندگاری بسیار بالا نیز لزوما به معنای عملکرد بهتر نیست، چرا که احتمال دارد باعث از بین رفتن جوانه های نوآوری و خلاقیت و ایده های افراد دیگر در سازمان یا بخش مربوطه شود.


+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 0:48 |

نامه آيت الله محمدحسين بهجتي به فرزندش 30 مرداد، مقارنبا اولين سالگرد رحلت آيت الله محمدحسين بهجتي(شفق) امام جمعه فقيد اردكان است . آنچه در زير مي خوانيد نامه آيت الله محمدحسين بهجتي به فرزندش مي باشد كه به نقل از سايت «تابناك» تقديم مي شود: فرزند دلبندم، سلامي دلپذيرتر از نسيم بهاري و خوشبوتر از گل هاي كوهساري و گرمتر از چشمه خورشيد و روشنتر از سپيده دمان به تو تقديم مي دارم؛ سلامي برخاسته از پرده جان، سلامي پرورده شور و اشتياق. گرامي فرزندم، اي شكوفه آرزو و بهار اميدم، اميد آن دارم كه چون باد هميشه تكاپوگر و چون برق، همواره ظلمت شكاف و چون مهر، هميشه پرتو افشان و چون بدر، هماره شب زنده دار و چون شباهنگ همه شب سحرخيز باشي. اي دل پسند دلخواه، دلم مي خواهد چون ستاره بر لب بام هستي بدرخشي و چون كهكشان از افق هاي بلند بتابي؛ چون قله هيماليا، بر آسمان سركشي و چون شفق، نور آفتاب را در سينه خود نگهداري؛ چون ارواح پاك از فرط صفا به عرش پر گيري و چون مسيح بر آسمان عروج كني؛ چون امواج يك لحظه از حركت باز نايستي؛ چون دريا عميق و بي كران باشي. دلم مي خواهد چون صدف، پر گوهر اما خاموش باشي؛ چون براق، مركب جان خويش گردي و آسمان ها را درنوردي تا پيمبر جانت را به معراج قرب جانان برساني. دلم مي خواهد در اخلاص، سلمان و در زهد اباذر و در اسرار، كميل و در شوق و استقامت حجر بن عدي، در بيان حجت، هشام بن حكم و در علم و حكمت، مومن الطاق و در عرفان و عمل اويس قرن و در صبر و ثبات، زينب زمان باشي. نور چشمم،چشم دارم كه كم از ذره نباشي كه با همه خردي، همتي بلند دارد و تا به آفتاب نرسد، پاي از سير و دست از طلب نكشد. ذره خرد به خورشيد رسيد از سبكي ماند سرگشته به راه آن كه سبكبار نشد آشنا باش كزين پرده خبرها شنوي
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 19:16 |
                                                           

ديگر وقت ان گذشته كه تربيت كودكان ونوجوانان رامحدود كنيم به تبليغ وتلقين نصايح  خشك وبي برو برگرد" نظافت دست و پا"اطاعت ازپدر ومادر "سروصدا نكردن درمهماني ها "سحر خيزي"دستگيري از بينوايان به سبك بنگاهاي خيريه"ومسائلي ازاين قبيل كه نتيجه كلي همه ي اين ها بي خبرماندن ان ها از مسائل بزرگ وحياتي محيط زندگي است .چراانها رادر پيله اي از"خوشبختي وشادي اميد "بي اساس خفه  كنيم؟انان را نبايد از يك نفس ازاد محروم كنيم .با يد به انها اميد دگرگونه اي بر پايه ي شناخت واقعيتهاي اجتماعي ومبارزه باانها به جاي اميد هاي بي اساس گذاشت. براستي ايا كودك ونوجوان غير از ياد گرفتن نظافت اطاعت وحرف شنوي از بزرگان (كدام ادب؟)(ادبي كه زورمندا ن وطبقه غا لب ومرفه حامي ومبلغ ان است؟)چيز ديگري لازم ندارد؟

آيا به بچه نبايد گفت كه در كشورتوبچه هايي هستندكه رنگ گوشت وميوه حتي پنير راماه به ماه نمي بينند؟ايا به كودك نبايد گفت علت اينكه نصف مردم جهان گرسنه اند چيست؟راه براه انداختن اين گرسنگي چيست؟ايا نبايد درك علمي و  درستي ازتاريخ وتحول وتكامل اجتماعات  انساني به آنان بدهيم؟ چرا فقط بايد بچه هايي تربيت كنيم كه بي سروصداومطيع همچون عروسك هاي پشت ويترين باشند؟        ما به انهامي گوييم دروغگويي ودزدي وحسادت بد است اما ريشه هاي پيدايش ورواج دروغگويي"دزدي و.....رابراي انان روشن نمي كنيم.                           ايااطاعت ازاموزگاروپدرومادركه هدفشان راحت زيستن"بي دردسربودن وبيشترپول دراوردن كار پسنديده اي است ؟چرا دستگيري ازبينوايان  را   يا د  مي دهيم ولي نمي گوييم كه چرا بينوا شده اندوچرا بعضي ها توانگر شده اندكه تا سينه جلو دهند ومنت سرش بگذارندكه اري من فرد نيكوكاري هستيم وهميشه به ادمهاي بيچاره وبدبختي مثل تو كمك مي كنم البته اين هم محض رضاي خداست وگرنه توكه....                                                                                                اكنون وظيفه ما در عصر جديد براي تربيت كودكان ونوجوانان اين است كه به دو نكته زير توجه كنيم.                                                                                 نكته اول:ادبيات ما در تربيت انان بايد پلي باشد بين دنياي بي خبري ودررويا وخيالهاي شيرين كودكي درواقعيت هاي تلخ ودررد اور وسرسخت محيط اجتماعي بزرگترها "انها بايد از اين پل بگذرند واگاهانه ومسلح وچراغ به دستبه دنياي تاريك وسخت بزرگتر ها برسند . دراين صورت است كه ان ها ميتوانند كمك ويار واقعي پدرشان باشندوعامل تغيير دهنده ي مثبتي در اجتماع راكد ودم فروبسته.                بچه ها بايد بدانند كه پدرانشان با چه مكافا تي مظلوم وار لقمه ناني به دست مي آورند.وآن يكي بايد بداند كه پدرش ازچه راه هايي وچگونه در برابر اين اين روز هاي تاريك واين زمستان  ساخته دست ادميان دوام مي اورد.اري كودكان ونوجوانان را بايد از اين" عوامل اميد وار كننده ي سست بنياد"نا اميد كرد.              آنان بايد بدانندكه پدرانشان چگونه درمشكلات درون اجتماع دست وپامي ز نند  .نبايد به غلط اين پندار را در انان تربيت كنيم كه پدرانشان راستي راستي از عهده ي همه ي  كارها برمي ايند .                                                                    نكته دوم وخلاصه كلام:بايد جهان بيني دقيفي به بچه داد معياري به اوداد تا بتواند مسائل اخلا قي واجتماعي را در شرايط وموقعيت هاي گوناگون  اجتماعي ودگرگون شونده دائمي  ارزيابي كند.مي دانيم معرار هاي اخلاقي ان ثبات دايمي را ندارند يك زمان خوب ودرزمان ديگر بد تلقي مي شود يا ممكن است در ميان قومي  ياطبقه اي اخلاقي ودرميان قوم و طبقه اي ديگر ضد اخلا ق محسوب شود. در خانواده اي كه پدر قمار باز ودرغگو است يا دراثر فشار هاي روز مره ي زندگي  عصباني است فرزند ملزم نيست تمام افكار وعقايد او را پذيرفته "مطيع وبي سر وصدا باشد.                                                                                             در ادبيات تربيت كودكان ونوجوانان نبايد فقط مبلغ "محبت "نوع دوستي "قناعت وتواضع باشيم بلكه بايد به انان راه مبارزه را ياد داد مبارزه وكينه توزي عليه هر انچه كه ضد بشر وغير انساني استويا مبارزه در برابر كساني كه سد راه تكامل تاريخي جامعه وانسانيت ومدنيت هستند.                                                      ما بايد درست انديشيدن را به انان ياد بدهيم .بايد  در شخصيت"وجود انان "نوع برداشت و در چگونگي نگريستن به پديده ها تحولي ايجاد كنيم .                      ختم كلام اينكه بتوانيم يك شهر وند" تلا شگر "اجتماعي "نو انديش" آزاديخواه" عدالت طلب "صلح جو "متمدن"خداجو"متفكر"تحول گرا"و... پرورش داده كه از حالت سستي وسنتي خارج شده واز قافله زمان ونواوري عقب نما ند 

+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 18:38 |
+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 18:31 |

متخصصان عقيده دارند نامه الكترونيك يا "ايميل" يكي از آزاردهنده‌ترين عوامل فشار رواني در دوران كنوني است.

راديو بي‌بي‌سي روز شنبه در گزارشي با اعلام اين خبر گفت: در انگليس در هر دقيقه دو ميليون ايميل يعني چيزي در حدود ‪ ۳‬ميليارد ايميل در روز فرستاده مي‌شود.

اين تعداد كه هزينه و انرژي زيادي از افراد مي‌گيرد نشانگر آن است كه يك سوم كاركنان اداري در انگليس از حجم زياد ايميل دچار فشار روحي مي‌شوند و هزينه مادي رسيدگي به آنها نيز فراتر از ميليونها دلار است.

شركت‌هاي زيادي مجبور شده‌اند كه از كاركنان خود در مقابل بمباران ايميل‌ها محافظت كنند.

برخي از اين شركت‌ها "مشاوران ايميل" استخدام كرده‌اند و برخي يك روز در هفته را "روز بدون ايميل" درنظر گرفته‌اند.

شايد در سال ‪ ۱۹۷۱‬كه نخستين ايميل ارسال شد مخترع آن نمي‌توانست تصور كند اين وسيله تا اين حد وارد زندگي روزانه انسانها شود و با تغيير نحوه ارتباط، نوع كار كردن را نيز تغيير دهد.

البته ايميل مشكلات خودش را نيز دارد و اگر خطايي در آن وجود داشته باشد در كمتر از ‪ ۸۰‬ثانيه به هر نقطه از دنيا مي‌رسد و مي‌تواند دردسر ساز شود.

برآوردها نشان مي‌دهد هر نفر سالانه حدود ‪ ۵۲‬ساعت صرف دور ريختن ايميل‌هاي ناخواسته و مزاحم مي‌كند و به همين دليل شايد بزرگترين معضل، ايميل باشد.

حضور ‪ ۲۴‬ساعته ايميل‌ها باعث تشويش و اضطراب مي‌شود و به همين دليل متخصصان، ايميل را يكي از آزاردهنده‌ترين عوامل فشار رواني در دوران كنوني ارزيابي مي‌كنند.

با اين حال آنها بر اين باورند كه با استفاده از تمهيدات مختلف مي‌توان زيان‌هاي ايميل را به حد قابل توجهي كاهش داد.

تمهيداتي چون نصب نرم‌افزارهاي ضد ايميل‌هاي ناخواسته و مزاحم، انتخاب هدفمند دريافت‌كنندگان ايميل، پرهيز از ارسال ايميل‌هاي جعلي و دقت حضور در متن ايميل شايد بتوانند تا حدودي آرامش را به ما بازگرداند.

+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 18:59 |

برنده متعهد می شود

 

بازنده وعده می دهد

 

 

برنده بیش از بازنده كار می كند و بیشتر از او وقت دارد

 

بازنده همواره به قدری گرفتار است كه نمی تواند به كارها ی به واقع ضروری بپردازد

 

 

برنده می گوید بیا برای مشكل راه حلی پیدا كنیم

 

بازنده می گوید هیچ كس راه حلی نمی داند

 

 

برنده ترجیح می دهد كه خود را مسئول شكست هایش بداند نه دیگران را و

 

وقت زیادی را صرف عیب جویی نمی كند

 

بازنده شكست های خود را ناشی از تبعیض و یا سیاست می داند

 

 

برنده هنگامی كه از دیگران بدرفتاری می بیند آزادانه رنجش

 

و آزردگی خویش را بیان نموده و سپس موضوع را فراموش می كند

 

بازنده در چنین شرایطی خشم و ناخشنودی خود را به زبان نمی آورد

و زجر می كشد و با انتقام گرفتن از خود شرایط بدتری را فراهم می كند

 

برنده روی پای خود می ایستد و از اینكه دیگران به وی تكیه كنند احساس تحمیل شدن نمی كند

بازنده به كسانی كه از خودش قوی ترند تكیه می كند و عقده های خود را

بر سر افراد ضعیف تر از خویش خالی می كند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 20:28 |
نادر ابراهيمي به خاک سپرده شد، چه غريبانه! براي او تفاوت نمي‌کرد زيرا که دين خودش را به اين آب و خاک ادا کرد و خوب هم ادا کرد! او غريبانه نرفت، اين حوزه فرهنگي معاصر بود که نشان داد که چقدر نسبت به سرمايه‌هاي خودش بي مهر است.
من نه نوشته‌هاي نادر را مي‌پسنديدم و نه خلق و خويش را، که احتمالا او نيز چنين بود. اين احساسي بود که حتي وقتي با نگاه مبهوتش مرا مي‌نگريست، منتقل مي‌کرد. يک اماي بزرگ اينجا وجود دارد، در هر يک ميليون نفر شايد هزار مانند من پديد آيند و شايد امثال نادر ابراهيمي، واقعا نادر باشند که هستند.

نادر ابراهيمي مي‌خواست باشد و بود، بدون آن که وامدار جايي، کسي، دستگاهي و قدرتي باشد. به جز در مورد همسرش، نمي‌توان او را مديحه گو و يا مديحه سراي کسي دانست و يا ديد. باور دارم که وقتي چيزي نوشت با اعتقاد و باورش نوشت، عاشقانه نوشت.
و آرام... در دوره‌اي که رونق داستان‌هاي جاسوسي، پليسي بود، در دوراني که عاشقانه‌هاي پر از شدت و عطش، بازار گرمي داشت و نادر نيز مي‌توانست از بازار پاورقي‌ها و داستان‌هاي دنباله دار نشريات طرفي بجويد، که نکرد، او آرام و آرام و آرام عاشقانه‌هايي پاک، لطيف و پر معنا نوشت که نه بلکه سرود... او حتي در مبارزه با کژ انديشي‌ها هم نه اهل هياهو بود و نه اهل جنجال، که با همان آرامي عاشقانه هايش، به سراغ درخت مقدس مي‌رود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 20:51 |
 مراقب باش...
ـ مراقب افکارت باش، چون افکارت ، گفتارت را میسازد.
ـ مراقب گفتارت باش، چون گفتارت، اعمالت را میسازد.
ـ مراقب اعمالت باش، چون اعمالت، عادت هایت را میسازد.
ـ مراقت عادت هایت باش، چون عادت هایت ، شخصیتت را میسازد.
ـ مراقب شخصیتت باش، چون شخصیتت، سرنوشتت را میسازد.

▪ محدود نبین
«گناه نخست محدود کردن هست است. چنین مکن.»
نه... نمی شود... نمی توانم... امکانپذیر نیست... ممکن نخواهد بود... مگر می شود؟ روزی چند بار این جملات را می گوییم یا می شنویم؟
نمی توانی، چون فکر می کنی که نمی توانی. نمی شود چون تو باور داری که نمی شود. امکان پذیر نیست زیرا در نگاه تو ناممکن است و روح جهان همان را به تو می دهد که می بینی و باور داری. پرواز غیرممکن به نظر می رسید چرا که ذهن محدود آن را منحصر به پرندگان می دانست اما راههای بسیار بود و هست برای پرواز. محدود می بینی چرا که خود را جسم می دانی. جهان محدود است چرا که در این نگاه «من» محور همه چیز است. منی که در دیوارها وحصار های جسم و ذهن محدود شده و پتانسیلهای عظیم نهفته و قابلیتهای آشکار نشده روح آن همچنان چون گنجی هچنان بلا استفاده مانده است.
کارشناسان و مدرسین تفکر معتقدند: « ذهن بر اساس تجربیات گذشته خود مملو از موانع درونی و مقابله کننده با احیای مجدد توانایی خلاقیت است. انسان در ذهن خود تجربه‌هایی از ناتوانی‌‌‌ ها، سرخوردگی‌ها، شکست‌ها و گفتگوهای درونی منفی دارد. صحبت‌هایی که در هر بار اقدام مجدد فرد برای خلاقیت، به او یاد آور می‌شوند که: تو نمی توانی؟ دیدی که امکان پذیر نیست، چند بار می‌خواهی یک چیز را آزمایش کنی؟ تو برای این کار ساخته نشدی. چقدر می‌خواهی عمر و سرمایه‌ را بیهوده صرف کنی تا به تو ثابت شود که نمی‌شود؟ شکل های بیرونی این نوع محاوره های غیر سازنده، می تواند، صحبت‌ها و نصیحت‌های پدر‌ و مادر یا همسر و سایر اعضای خانواده و نزدیکان باشد.»
انیشتین می‌گفت: « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند.» استفان کاوی (از سرشناس‌ترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالا با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید: «اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید.» و مولوی نیز این مسئله را در تمثیلی این چنین می گوید:
پیش چشم‌ات داشتی شیشه‌ی کبود لاجرم عالم کبودت

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 20:45 |

میلاد پدر مهربانی " سلطان محبت امام علی (غ)  وروز پدر  مبارک باد

+ نوشته شده توسط علیرضا .س.ر در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 1:5 |