ویژگیهای معلم در قرن
ویژگیهای معلم در قرن 21
بیان مساله
بیان مساله
به فرداهای بهتری بیندیشیم " برای بهتر
شدن به نظرات وپیشنهادات ارزنده شما
نیازمندیم" دستان گرم شما را به گرمی
میفشاریم گ منتظر یاریتان هستیم "
۱) فرزندتان به جزييات توجه نمي کند يا در انجام تکاليف مدرسه اش اشتباه هاي ناشي از بي دقتي دارد؟
۲) به سختي مي تواند توجهش را حين انجام يک کار و تا پايان آن حفظ کند؟
۳) وقتي مستقيما با او صحبت مي کنيد، به نظر مي رسد گوش نمي دهد؟
۴) باوجود داشتن ميل باطني به انجام کارها و فهميدن دستوراتي که به او داده مي شود، به دستورات درست عمل نمي کند و نمي تواند کاري را به پايان برساند؟
۵) به دشواري مي تواند به وظايف و فعاليت هايش نظم دهد؟
۶) کارهايي که به تلاش مداوم ذهني نياز دارند، دوست ندارد و از انجام آنها طفره مي رود؟
۷) وسايل لازم براي انجام کارها يا تکاليفش را گم مي کند؟ (مداد، کتاب، اسباب بازي و ...).
۸) صداها يا محرک هاي ديگر به آساني حواسش را پرت مي کنند؟
۹) در فعاليت هاي روزانه اش فراموشکار است؟
۱۰) با دست هايش ور مي رود يا پاهايش را تکان مي دهد و وقتي نشسته، سر جايش وول مي خورد و مي لولد؟
آموزش و پرورش رسمی در ایران با قدمتی بیش از یک قرن در ادوار مختلف به دنبال تحول و دگرگونی بوده لکن به دلیل کم توجهی به مبانی ارزشی ویژگی های فرهنگی و نیازهای اجتماعی در این زمینه کمتر توفیق داشته است . با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و جاری شدن ارزش های اسلامی در ارکان حکومت تغییرات گسترده ای در بنیادهای نظری اهداف محتوی روش ها و دیگر اجزای نظام آموزشی آغاز شد اما به دلیل حاکمیت دیدگاههای گذشته و عادت شدن روش ها آنگونه که بایسته نظام جمهوری اسلامی است این تغییرات نهادینه نشده و ضرورت آن همچنان به قوت خود باقی است
شهادت
نوشته ای که در پی خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار دکتر شریعتی بعنوان "حسین وارث آدم -" منتشر شده است. این سخنرانی در تاریخ 6/12/1350و در حسینیه ارشاد ارائه شده است.
.
شهادت
خواهران، برادران!
اكنون شهيدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن را داشتند كه ـ وقتي نميتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بيشرمان مانديم، صدها سال است كه ماندهايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ ميگرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين مادههايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان ميدهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان ميآموزد كه ميتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايههاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.
ما وارث عزيزترين امانتهايي هستيم كه با جهادها و شهادتها و با ارزشهاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست. ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.
رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمرهمان را عاجزيم!
خدايا! اين چه حكمت است؟ و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رساندهاند. خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟



در آغاز باید دید چرا پدید آمدهایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن کریم تصریح کرده است که:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این که عبادت کنند .»
در تفاسیر زیادى «لیعبدون» به معناى «لیعرفون» آمدهاست، یعنى هدف از خلقت شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش کردن نیست. نماز و روزه و ...، شعبهاى ازعبادت است که عبادت اجتماعى اهمیتش کمتر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مىاندیشد، وعبادت در معناى گستردهتر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است.
چگونه خلیفة الله شویم ؟
بنام خدا
تکالف امتدادی کلاس پنجم دبستان بوعلی (1)
مدرسه تعطیل می شود اما آموزش تعطیل نمی شود .
اولیای گرامی و ارجمند :
خداوند را شاکروسپاسگزاریم که درتحقق برنامه های آموزش و پرورش
یک سال در خد مت فرزندان تان بودیم که بسی مایه افتخارو شعف بود. ولی
باعنایت به تعطیل پذیر نبودن آموزش و کاربردی نمودن آموخته ها و تلفیق آموزش ها بامهارت های زندگی جهت غنی سازی نمودن اوقات فراغت بچّه هاکه جزء اهداف عالیه ی آموزش و پرورش در این مقطع می باشد و با توجه به این که غنی سازی اوقات فراغت یکی از خواسته های قلبی معلمان و اولیای تمام دانش اموزان است "ما را بر آن داشت تا قدمی موثر در این راستا برداریم لذا فعالیتهایی که در ذیل ارایه می گردد امید است ضمن راهنمایی صحیح و همکاری صمیمانه با فرزندتان" ما را در رسیدن به اهدافمان یاری فرمایید. تمام فعالیتها این مجموعه ای چند صفحه ای "بهتراست دردفترچه ای 40 یا 60 برگی با عناوینی اختیاری مانند : ( آموخته هایم در سه ماه تابستان – کتابی برای تعطیلات تابستان – مدرسه ای درجامعه ... ) توسط دانش آموز گرد آوری شده ودر ایام اعلام شده به معلمان تحویل داده شود.

«حسين بيشتر از آب، تشنه لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند.»
نه اين كه نبايد براي مظلوميت حسين و اهل بيتش گريست؛
نه اين كه نبايد براي لبهاي تشنهي علي اصغر گريه نكرد؛
يا اين كه كودكان خيام حسين كه زير شلاق اشقيا خرد ميشدند و هيچكس نبود تا آنها را در پناه خود گيرد، مگر ميتوان از ياد برد؟
يا اين كه مگر ميشود آن روز را از ياد برد كه عباس چگونه خود را به نهر علقمه رساند و مشكهاي عشق را پر كرد از آب، اما جرعهاي ننوشيد از آن؛ چرا كه زنان و كودكان تشنهاند، زنان خيمهگاه ديگر نميدانند با كودكان تشنه چه كنند.
لبيك يعني اين...
مگر ميشود آن همه قساوت را فراموش كرد، اصلاً مگر تاكنون فراموش شده است؟! ميتوان علي اصغر را از ياد برد؟ آن هنگام كه حسين علي اصغرش را بر روي دست به سوي سپاه يزيد برد و جرعه آبي خواست براي كودك شش ماهاش، با تير سه شعبه پذيرايياش كردند و ميدانست كه اينگونه ميشود.
اما حسين بيشتر از آب، تشنهي لبيك بود...
لبيك يعني هنگامي كه حسين يارانش را دور خود جمع ميكند در سياهي شب؛ به آن جماعت ميگويد كه قرار است چه شود.
آنها كه ميمانند لبيك گفتهاند؛ بدا به حال آنها كه رفتند.
لبيك يعني تا آخر ماندن؛
لبيك يا حسين يعني جان را فداي حسين كردن؛
لبيك يا حسين يعني بيقرار شدن؛
يعني بدرقه كردن به سوي رهايي و پرواز و آنگاه كه پيكرش را براي مادر ميآورند بگويد؛ مرا پيش فاطمه زهرا(س) رو سفيد كردي؛
حسين فرزند مكتبي است كه هنر خوب شهيد شدن را خوب آموخته بود و شهادت جنگ نيست، رسالت است، پيام است.
و آن جمله زيبا كه گفته است «حسين بيشتر از آب، تشنه لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند» .
عرفه یعنی از خود بریدن و به خدا پیوستن
عرفه یعنی تجدید پیمان با سید الشهداء
عرفه یعنی مهیا شدن در فرهنگ عاشورا
عرفه یعنی مهیا شدن برای قربان "عرفه یعنی پرواز برای اصلاح امت پیامبر

|

زندگـي نامه سعـدي