موسيقی به ايجاد حس آرامش کمک می کند

 

تحقيقات تائيد کرده است که گوش کردن به موسيقی می تواند

 به طور چشمگيری تاثير مثبت بر نگرش ما درمورد درد جسمانی داشته باشد

موسيقی'می تواند درد مستمر را کاهش دهد'

به گزارش سلامت نیوز از بی بی سی، محققان آمريکايی برای انجام اين تحقيق، تاثير موسيقی بر شصت بيمار را که برای ساليان متمادی درد مستمر داشته اند،

 مورد بررسی قرار داده اند.

آن دسته از بيماران که طی اين آزمايش به موسيقی گوش داده بودند به محققان گفتند

که ميزان دردشان بالغ بر 21 درصد و افسردگی آنها که ناشی از درد دائمی بوده تا 25 درصد کاهش داشته است.

اين تحقيق که نتيجه آن در مجله علمی "پرستاری پيشرفته" (The Journal of Advanced Nursing) منتشر شده است همچنين نشان می دهد

که موسيقی به بيماران کمک می کند کمتر احساس ناتوانی و معلوليت جسمانی کنند.

بيمارانی که در اين تحقيق مشارکت داشته اند از بين مراجعين به کلينيک های امراض مفصلی انتخاب شده بودند.

 آنها به طور ميانگين حدود هفت سال به بيماری هايی مانند استئو آرتريت (التهاب مفاصل)، جا به جايی مهره های ستون فقرات و آرتريت روماتوئيد مبتلا بوده اند.

بيشتر آنها حداقل در يک ناحيه از بدن خود به طور مستمر از اين گونه دردها رنج می برده اند.

داوطلبين مشارکت در اين تحقيق به دو گروه تفکيک شدند. يک گروه برای يک هفته هر روز به مدت يک ساعت به موسيقی گوش داد؛

 اما گروه باقيمانده به موسيقی گوش نکرد.

در ميان گروهی که موسيقی گوش دادند نيمی اجازه داشتند که نوع موسيقی را خودشان انتخاب کنند؛

 بقيه بايد از فهرست موسيقی آرام بخشی که برای آنها در نظر گرفته شده بود، انتخاب می کردند.

دکتر ساندرا سيدلکی (Sandra Siedlecki)، از بنياد پزشکی کليولند آمريکا، گفت که نتايج آماری به دست آمده از دو گروهی که روزانه به موسيقی گوش کرده اند،

 نشان داده است که موسيقی تاثير چشمگيری در کاهش درد، افسردگی، علائم معلوليت و همچنين افزايش حس توانايی در ميان آنها داشته است.

خانم سيدلکی گفت: "نوع موسيقی که اين دو گروه گوش داده اند تفاوت چندانی در ميزان تاثير خوبی که اين آزمايش بر کاهش درد داوطلبين داشته، ايجاد نکرده است.

دردهای بی خطر همچنان ِکی از مشکلات اساسی بيماران مفصلی و استخوانی است که مصرف داروها اثر کمی در تخفيف آن داشته است.

 پس هر تدبيری که بتواند به کاهش درد کمک کند مورد استقبال بيماران قرار می گيرد."

پرفسور ماريون گود، يکی از محققين در زمينه تاثير موسيقی در کاهش درد، می گويد: "شواهد در مورد مزايای گوش دادن به موسيقی در سلامت انسان زياد است

ادامه نوشته

ويژگي هاي يك برنامه نوين درسي

ويژگي هاي يك برنامه نوين درسي

 

1-   زمينه آموزشي  بجاي محتواي امو زشي  .

 

2-مفاهيم درسي بجاي حقايق درسي.   3-سوالات دانش آموزان بجاي جواب انها.

 

4-تفكر  شاگرد بجاي دانش شاگرد . 5-درك شهودي بجاي استدلال منطقي .

 

6-قصد توسعه بجاي انباشت محتواي طبقه بندي شده .

 

7-فرايند يادگيري بجاي فراورده ي(محصول) يادگيري .

 

8- كيفيت اطلاعات بجاي كميت اطلاعات.

 

هدف اين است كه به تواناييهاي شاگردان  بها داده وفرصت بدهيم  تا انان خودشان را بيازمايند.

 

هميشه اغاز راه مشكل است ."اگر بخواهيم ميتوانيم" . " پس پيش بسوي نوآوري ".

 

"ما مي توانيم "

چهار چيز

  • چهار چيز هست که غير قابل جبران  و برگشت ناپذير هست 

سنگ بعد از اين که پرتاب شد

دشنام .. بعد از اين که گفته شد..

موقعيت .... بعد از اين که از دست رفت

و زمان... بعد از اين  که گذشت و سپري شد

روش هاي تقويت حافظه

روش هاي تقويت حافظه

با وجود آنکه گاهی اوقات بعضی چيزها را فراموش می کنيم ، اما میتوان  گفت رو.ش ها یی وجود دارد که باکمک  آنهامی توان حافظه  خود را تقويت  کنيم . باوجود يک حافظه قویتر، بهتر می توانيم فعاليت های روزانه خودرا انجام دهيم و از طرفی قادرخواهيم بود ،مغز خودرا دربرابربيماری آلزايمر محافظت کنيم. تحقيقات انجام شده در طول سالهای اخير نشان می دهد کسانی که فعاليت های فکری انجام می دهند ، کمتر در معرض خطر ابتلا به آلزايمر قراردارند و از طرفی حيواناتی که مغز آنها بيشتر تحريک می شود ، مرکز حافظه بزرگتری دارند.شما نيز می توانيد با انجام تغييرات کوچکی در زندگی خود علاوه برآنکه حافظه خودرا تقويت نماييد از بروز بيماری آلزايمر نيزپيشگيری کنيد.   

مراحل زير می تواند شروعی برای اين  تغييرات محسوب شود.

 

مرحله   اول : ازميزان تنش ها بکاهيد

تنش زياد برای مغز  مضر است ، مطالعات نشان میدهدحیواناتی که بطور دائم در معرض تنش قرار دارند ، از سلولهای حافظه کمتری برخوردارند .توجه به  نکات زير می تواند درکاهش فشارهای روانی وتنش ها موثر باشد.

1-   در طول روز ،زمانی را برای کاهش تنش  قرار دهيد نظيراختصاص دو دقيقه برای تمرين  تنفس عميق ولحظاتی برای تمرين يوگا

2-   ميزان خواب خودرا افزايش دهيد .

3-   از مصرف نوشيدنی های کافئين دار بکاهيد.

4-   به طور مرتب ورزش کنيد.

5-   سعی کنيد توقعات خود را از زندگی با واقعيت ها تطبيق دهيد.

6-   بخنديد و شاد باشيد.

 

مرحله دوم : ورزش ذهنی داشته باشيد

ورزش  ذهنی  نقش يک جک را برای مغز  شما بازی  می کند  و گوِيی با آن می توانید  مغز  خود را از جا تکان دهید . فعالیت  های  ذهنی  نظیر حل جدول ، یک مسئله نیمه مشکل ، معمای تصویری  و کلامی  و نظیر اینها به  گونه ای  که بطور لذت بخش  انجام شوند. سبب فعال شدن  ذهن  شما می  شوند.

 

مرحله سوم : رژیم غذایی سالم برای مغز 

تغذیه نقش مهمی در سلامت  مغز بر عهده دارد.

-شما باید  فعالیت های خود را با مقدار مواد غذایی مصرفی  تنظیم  نمایید در غیراینصورت مواد غذایی که بیشتر از  نیاز شما مصرف شود سبب   ابتلا شما به بیماریهایی نظیر دیابت و فشارخون می شود.

-در مورد مصرف چربیها دقت نمایید.چربی ها نظیر امگا 3 ، روغن زیتون ، روغن ماهی و گردو برای  بدن  مفید  هستند ، اما خوردن  چربی  حیوانات  می تواند  برای  سلامتی  مضر باشد.

-غذاهایی را مصرف کنید  که حاوی  آنتی  اکسیدان هستند.مطالعات  نشان می دهد  حیوانات آزمایشگاهی  که غذاهای حاوی  آنتی  اکسیدان  مصرف می کنند قابلیت ذهنی بالاتری دارند. غذاهایی که حاوی ویتامین C و E  هستند و همچنین  میوه جات و  سبزیجات  برگ سبز حاوی آنتی اکسیدان هستند.

-در مورد  مصرف کربوهیدراتها که می خورید دقت کنید غذاهایی فوری و فرآوری شده  می توانند  به یکباره قند خون شما را افزایش دهند و این خود بر مغز تاثیر گذار بوده می تواند  خطر ابتلا  به دیابت  را افزایش  دهد.

مرحله چهارم : ورزش کنید

سلامت جسم  بر سلامت  مغز تاثیر گذار است .مطالعات اخیر نشان می دهد که رابطه ای  میان فعالیت های  فیزیکی  و کاهش آلزایمر وجود دارد. یک ورزش آئروبیک  که به همراه نرمش های کششی و ریتم موزیک اجرا می شود ، در صورتی که خطر صدمه به سر را در پی نداشته باشد ، می تواند تاثیر خوب بر سلامت  ذهن شما داشته باشد

مرحله پنجم : تغییر شیوه زندگی

دارا بودن یک حافظه قوی  در طول دوران زندگی  نیازمند انجام تغییرات در شیوه  زندگی است ، توجه به نکات  زیر علاوه بر موارد گفته شده قبلی ، می تواند در این رابطه موثر باشد:

1- در صورت اعتیاد به سیگار ، آن را ترک کنید  و از  مصرف الکل اجتناب کنید.

2-هدفمند زندگی کنید  و در فعالیت های اجتماعی  حضور داشته باشید.

3- در صورت ابتلا به بیماری  ، از  طریق پزشک آن را درمان کنید.

4- برای جلوگیری  از فراموشی ، امور خود را سازماندهی  کنید  ، برای مثال  با نصب  قلاب هایی در آش÷زخانه  ، کلیدهای  درها را در آنجا نصب کنید و یا وسایل مورد نیاز خود را در مکان های مشخص  و ثابت قرار دهید  و یک دفترچه  یاداشت  تاریخ دار داشته باشید  تا از طریق آن  بتوانید  نکات مورد نیاز خود را یادداشت  کنید  و همیشه به خاطر داشته باشید .

در پایان در صورتی که با انجام اقدامات گفته شده ، مشکل کم حافظه بودن شما  برطرف نشد ، با یک پزشک مشخص مشاوره نمایید.

 

انسان  پژوهشگر

 

 

 

انسان‌ پژوهشگر كسي‌ است‌ كه‌ لحظه‌ به‌ لحظه‌ به‌ سمت‌ و سويي‌ حركت‌ مي‌كند كه‌ ديوارهاي‌ جهل‌ خويش‌ را مي‌شكند و در محدوده‌يي‌ تازه‌ قدم‌ برمي‌دارد و به‌ همين‌ علت‌ است‌ كه‌ يك‌ احساس‌ رضايت‌ دروني‌ نسبت‌ به‌ خويش‌ خواهدداشت‌، زيرا احساس‌ مي‌كند امروز او از ديروز او برتر است‌ و چنين‌ انساني‌ است‌ كه‌ مي‌ تواند براي‌ جامعه‌ خويش‌ اثرگذار و ثمربخش‌ باشد. انسان‌ پژوهشگر بايد به‌خاطر داشته‌ باشد،كه‌ سرنوشت‌ آدميان‌ به‌ هم‌ گره‌ خورده‌ است و هر روز كه‌ مي‌گذرد اين‌ وابستگي‌ شديدتر مي‌شود ، لذا هرگاه‌ در جست‌وجوي‌ يافتن‌ پاسخ‌ سوالات‌ و حل‌ مشكل‌ خويش‌ است‌، هيچگاه‌ راه‌حلي‌ را برنمي‌گزيند كه‌ سبب‌ شود مصيبتي‌ بر ديگران‌ تحميل‌ شود،زيرا با اين‌ نيت‌ انساندوستانه‌ است‌ كه‌ آدمي‌ مي‌تواند با صبر و شكيبايي‌ به‌ جست‌وجوگري‌ خويش‌ ادامه‌ دهد و بهترين‌ پاسخ‌ را بيابد،زيرا انساني‌ كه‌ در پي‌ سعادتمندي‌ ديگران‌ است‌،انگيزه‌يي‌ در او شعله‌ور مي‌شود كه‌ به‌ روح‌ جست‌وجوگري‌ او نيرو مي‌بخشد. زيرا انسان‌ در اين‌ شرايط‌،خود دروني‌ خويش‌ را باور دارد و به‌ انسانيت‌ خويش‌ افتخار مي‌كند و همين‌ امر انگيزه‌يي‌ قوي‌ براي‌ به‌ حركت‌ درآوردن‌ انسان‌ است‌.

 انسان‌ پژوهشگر كسي‌ است‌ كه‌ رسالت‌ خويش‌ از زندگي‌ كردن‌ را مشخص كرده‌ و بر پايه‌ احساسات‌ ديگران‌ زندگي‌ نمي‌كند و او براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ خود،در جست‌ وجوي‌ كشف‌ بهترين‌ راههاي‌ ممكن‌ است‌ و از پژوهش‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ خود استفاده‌ مي‌كند. انسان‌ پژوهشگر تنها يك‌ دانشمند يا فرد داراي‌ تحصيلات‌ عاليه‌ نيست‌،همه‌ كس‌ مي‌تواند به‌ اين‌ مرحله‌ دست‌ يابد و چه‌ بسا فرد كم‌سوادي‌ كه‌ به‌ واسطه‌ ذهن‌ جست‌وجوگر خود بتواند علم‌ و تجربه‌ خويش‌ را افزايش‌ داده‌ و به‌ نكات‌ مهمي‌ برسد كه‌ يك‌ تحصيلكرده‌ قادر به‌ درك‌ آن‌ نباشد، اما براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ مرحله‌ بايد زحمت‌ كشيد. بايد با علم‌ پژوهش‌ آشنا شد و راههاي‌ درست‌ پژوهش‌ كردن‌ را با كمك‌ صاحبنظران‌ اين‌ علم‌ و با مطالعات‌ مستمر فرا گرفت‌ و در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ فرد درمي‌يابد هر قدمي‌ كه‌ برمي‌دارد چقدر بايد با دقت‌ و فراست‌ همراه‌ باشد.

 انسان‌ پژوهشگر بايد مهارت‌ هاي‌ مربوط‌ به‌ خلاقيت‌ و تفكر خلاق‌ را فرا بگيرد تا بتواند با نوآوري‌ به‌ نكات‌ تازه‌يي‌ دست‌ يابد و به‌ گفته‌ اقبال‌ لاهوري‌ «وقتي‌ نيروي‌ زاينده‌ خلاق‌ فرد يا جامعه‌يي‌ از بين‌ مي‌رود،زندگي‌ تكراري‌ و بي‌حاصلي‌ پديد مي‌آيد كه‌ سبب‌ مي‌شود اين‌ انسانها راه‌ ساده‌ قراردادها و حصر فكري‌ را انتخاب‌ كنند»، كه‌ اين‌ خود محدودكننده‌ رشد جامعه‌ است‌.

انسان‌ پژوهشگر بايد مهارتهاي‌ ارتباطي‌ را فرا بگيرد و ياد بگيرد كه‌ بخوبي‌ با ديگران‌ ارتباطي‌ صادقانه‌ برقرار كند آنچنان‌ كه‌ ميان‌ او و ديگر انسانها جرياني‌ از علم‌ و دانش‌ به‌ حركت‌ درآيد. به‌ گفته‌ حضرت‌ علي‌ (ع‌): «انديشه‌ها را به‌ يكديگر بزنيد تا درستي‌ و حقيقت‌ زاده‌ شود»، با برخورد انديشه‌ها، دانسته‌هاي‌ جديد شكل‌ مي‌گيرد و با انتقال‌ آنها ميان‌ انسانها، معماهاي‌ پژوهش‌ حل‌ مي‌گردد.

 انسان‌ پژوهشگر، فوت‌ كوزه‌گري‌ خود را به‌ ديگران‌ منتقل‌ مي‌كند. امروزه‌ ديگر نمي‌توان‌ با يك‌ فوت‌ كوزه‌گري‌ زندگي‌ كرد، ما نيازمند هزاران‌ فوت‌ كوزه‌گري‌ براي‌ زندگي‌ كردن‌ هستيم‌ و پنهان‌ نگه‌ داشتن‌ دانسته‌هاي‌ ارزشمند در وجود آدمي‌ تنها منجر به‌ دفن‌ كردن‌ آنها مي‌شود. انسانها با هديه‌ كردن‌ تجربيات‌ گرانقدرشان‌ به‌ يكديگر، زمينه‌ را براي‌ ايثارگري‌ در علم‌ و دانش‌ پديد مي‌آورند و اين‌ مرحله‌ سرآغاز پديد آمدن‌ جرقه‌هاي‌ خلاقيت‌ و نوآوري‌ در بين‌ جامعه‌ است‌ و همين‌ امر فرهنگ‌ پژوهشگري‌ را در جامعه‌ گسترش‌ مي‌دهد.

انسانهايي‌ كه‌ تفكرات‌ نو و بكر  خود را در مغز خويش‌ نگهداري‌ مي‌كنند در اصل‌ به‌ مغز مي‌آموزند كه‌ ديگر نوآوري‌ نكند و به‌ گفته‌ «ارنست‌ ديمنه‌» از پايه‌گذاران‌ آموزش‌ و پرورش‌ فرانسه‌، «زماني‌ كه‌ فكري‌ نو در مغز باقي‌ مي‌ماند و رها نمي‌شود، گويي‌ همچون‌ دانه‌يي‌ از يك‌ زنجير است‌ كه‌ از مغز اگر بيرون‌ نيايد، دانه‌هاي‌ ديگر زنجير نيز با آن‌ بيرون‌ نمي‌آيند و به‌ عكس‌ هنگامي‌ كه‌ فكري‌ نو به‌ بيرون‌ از مغز هدايت‌ مي‌شود با خود ديگر دانه‌هاي‌ زنجير را نيز به‌ بيرون‌ هدايت‌ مي‌كند و ديگر زنجيره‌ افكار نو در مغز پنهان‌ نمي‌ماند.»

 زماني‌ كه‌ انسان‌ پژوهشگر تصميم‌ مي‌گيرد با نگاهي‌ دقيق‌ و گوش‌هايي‌ حساس‌ به‌ وقايع‌ توجه‌ كند، با گذشت‌ زمان‌، ديدگاه‌هايي‌ كه‌ كسب‌ مي‌كند سبب‌ مي‌شود فاصله‌يي‌ ميان‌ آموخته‌هاي‌ اين‌ فرد با ديگر انسانها پديد آيد و او با دقت‌ بيشتر به‌ پديده‌هاي‌ اطراف‌ بنگرد. اين‌ فاصله‌، فاصله‌ فكر و انديشه‌ است‌ و همين‌ امر سبب‌ مي‌شود كه‌ ديگران‌ با نگاه‌ اين‌ فرد به‌ رويدادهاي‌ اطراف‌ خود نگاه‌ نكنند و به‌ همين‌ علت‌ چه‌ بسا نگاه‌ پژوهشگر و نظرات‌ او در ديدگاه‌ ديگران‌ مسخره‌ و غيرطبيعي‌ جلوه‌ كند و لذا در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ سدهاي‌ جهل‌ آدمي‌ شكسته‌ مي‌شود و انسان‌ به‌ سوي‌ انديشه‌ و فكر قدم‌ برمي‌دارد و قدرت‌ تحليلگري‌ خود را افزايش‌ مي‌دهد و در اين‌ زمان‌ است‌ كه‌ پژوهشگر بايد صبور و شكيبا باشد و به‌ راه‌ خود ادامه‌ دهد.

انسان‌ پژوهشگر بايد به‌ خاطر داشته‌ باشد، دانشمندان‌ بزرگ‌ كارهاي‌ عظيم‌ خود را در زماني‌ به‌ ثمر رساندند كه‌ غرق‌ در استهزا و تحقير ديگران‌ بودند لذا چنين‌ انساني‌ بايد خود را آماده‌ تحقيرها و استهزاها كند و اين‌ امري‌ طبيعي‌ است‌ براي‌ كشف‌ راه‌هاي‌ نو و يافتن‌ پاسخ‌هاي‌ جديد.

 انسان‌ پژوهشگر بايد به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ همگان‌ به‌ كاستي‌ها و ناتوانايي‌هاي‌ او پي‌ خواهند برد و چه‌ بسا ناتوانايي‌هاي‌ او را به‌ ريشخند بگيرند، لذا او بايد با شهامت‌ به‌ راه‌ خود ادامه‌ دهد و به‌ رفع‌ نواقص خود بپردازد و در جهت‌ حل‌ معماها بكوشد و در برابر انتقادهاي‌ ديگران‌ بردبار باشد.

 انسان‌ پژوهشگر بايد با ابزارهاي‌ مهمي‌ كه‌ به‌ او در دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ كمك‌ مي‌كنند آشنا بوده‌ و تلاش‌ كند با مهارتهاي‌ مربوط‌ به‌ آنها آشنا باشد. يادگيري‌ يك‌ زبان‌ و آشنايي‌ با اينترنت‌ به‌ او كمك‌ مي‌كند كه‌ علاوه‌ بر كسب‌ تجربيات‌ از مردم‌ ديگر ملل‌، به‌ انتقال‌ افكار خويش‌ به‌ ديگران‌ بكوشد و از اين‌ طريق‌ راه‌ جاري‌ شدن‌ اطلاعات‌ را از ديگران‌ به‌ سوي‌ خود هموار سازد.

 انسان‌ پژوهشگر هميشه‌ از تنبلي‌ در به‌ دست‌ آوردن‌ اطلاعات‌ به‌ دور است‌ و از تصميم‌گيري‌ سريع‌ و عجولانه‌ خودداري‌ مي‌كند زيرا اين‌ تصميمات‌ او را از راهيابي‌ به‌ درك‌ حقايق‌ بازمي‌دارد و اگر او به‌ اطلاعات‌ محدود خود بسنده‌ كند، چه‌ بسا به‌ پاسخ‌هاي‌ گمراه‌ كننده‌ دست‌ يابد كه‌ خود مي‌تواند مشكلات‌ فراواني‌ در پي‌ داشته‌ باشد.

يك‌ انسان‌ پژوهشگر بايد رفتاري‌ اخلاقي‌، متواضعانه‌ و صادقانه‌ داشته‌ باشد تا در نهايت‌ ديگران‌ در ارتباط‌ برقرار كردن‌ با او، علاقه‌مندي‌ نشان‌ دهند و همچنين‌ او را در دستيابي‌ به‌ اطلاعات‌ درست‌ ياري‌ كنند. چه‌ بسا انسان‌ها زماني‌ كه‌ از كسي‌ دل‌ خوشي‌ ندارند و يا از او بيزارند، با اطلاعات‌ غلطي‌ كه‌ به‌ او مي‌دهند، او را به‌ بيراهه‌ هدايت‌ مي‌كنند و به‌ گفته‌ ارنست‌ ديمنه‌ «اگر مي‌خواهيد چيزي‌ اصيل‌ خلق‌ كنيد، خودتان‌ باشيد.»

 انسان‌ پژوهشگر در هر ميهماني‌ و ضيافتي‌ كه‌ شركت‌ مي‌كند آن‌ را مكاني‌ مي‌يابد براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ تجربيات‌ ارزشمند جديد و همچنين‌ انتقال‌ دانسته‌هاي‌ خود به‌ ديگران‌.

انسان‌ پژوهشگر بايد الفت‌ و انس‌ شديد با كتاب‌ داشته‌ باشد و در فرصت‌هاي‌ مناسب‌ در كتابخانه‌ها و كتابفروشي‌ها و نمايشگاه‌هاي‌ كتاب‌ گردش‌ كند و به‌ دنبال‌ كتابهايي‌ باشد كه‌ به‌ حل‌ مشكلات‌ او كمك‌ مي‌كنند.

 انسان‌ پژوهشگر بايد از كلام‌ خويش‌ بخوبي‌ استفاده‌ كند. او بايد به‌ خاطر بسپارد كه‌ گفت‌وگوها زمينه‌ساز دانسته‌ها و تجربيات‌ هستند و او بايد خود را از شر گفت‌وگوهاي‌ بي ثمر و بي‌فايده‌ رها كند.

 انسان‌ پژوهشگر علاقه‌ فراواني‌ به‌ ثبت‌ تجربيات‌ خويش‌ دارد و در هر فرصتي‌ مي‌نويسد و سعي‌ مي‌كند از طريق‌ نوشتن‌ تفكر كند و حتي‌ گاهي‌ اوقات‌ پاسخ‌ سوالات‌ خويش‌ را بيابد.

 السلي‌ رابينسون‌ مي‌گويد: «بزرگترين‌ بيم‌ بشر از تغيير است‌، مردم‌ از افكار جديد، عادتهاي‌ جديد، محيط‌ جديد و روش‌ جديد مي‌ترسند، غافل‌ از آنكه‌ اساس‌ زندگي‌ تغيير و تنوع‌ است‌ و زندگي‌ بدون‌ آن‌ قابل‌ دوام‌ نيست‌، تنها راه‌ زندگي‌ بهتر و طولاني‌تر آمادگي‌ شما براي‌ قبول‌ تغيير و عمل‌ كردن‌ براي‌ تحول‌هاي‌ بزرگ‌ است‌ پس‌ خودتان‌ را عوض‌ كنيد.»

از تغييرات‌ زمانه‌ نمي‌توان‌ فرار كرد، بلكه‌ بايد به‌ مدد مغز و انديشه‌، تغييرات‌ را در جهتي‌ قرار داد كه‌ سبب‌ سعادتمندي‌ انسانها شود و اين‌ تغييرات‌ نيازمند انسان‌هاي‌ پژوهشگر است‌ و به‌ گفته‌ سقراط‌: «جهان‌ بدون‌ تحقيق‌ و تفحص درخور زيستن‌ نيست‌.» بدون‌ شك‌ اگر انسان‌ پژوهشگر به‌ مرحله‌ تعالي‌ خويش‌ برسد، به‌ گفته‌ «لامارتين‌» كه‌ مي‌گويد: «افكار افراد متفكر خودبخود مي‌انديشد»، انسان‌ پژوهشگر  نيز خود به‌ تفكر تبديل‌ مي‌شود، انساني‌ كه‌ براي‌ جامعه‌ خويش‌ گوهري‌ است‌ گرانبها.

****

منبع : مقاله "  انسان پژوهشگر "-نويسنده  : حميد ميرزاآقايي  روزنامه اعتماد-

 

یا دمان باشد

ياد مان باشد حر في نزنيم كه به كسي بر بخورد                                                                                        نگاهي نكنيم كه دل كسي را برنجاند                                راهي نرويم كه بيراه باشد                                                                                                            چيزي ننويسيم كه آزار دهد كسي را

نقش اخلاق درازدواج   

نقش اخلاق درازدواج   

 

اخلاق نيك يكي از مهمترين وضروري ترين اموري است كه در انتخاب همسر بايد مورد توجه قرار گيرد.اخلاق خوب زندگي را لذت بخش "واخلاق بد زندگي را تلخ خواهد كرد.

     راستگويي امانت داري "گذشت "نجابت"تقوا"كم توقعي "وظيفه شناسي"برد باري" باادبي"ايثار "شجاعت"نرمخويي و...از صفات اخلاق خوب محسوب مي شود.

   برعكس تند خويي"خشم"بي ادبي "بدزباني"خيانت"دروغگويي"پرتوقعي "كثيف بودن" ولخرجي" پررويي"لجبازي"كينه توزي"بي تقوايي"نفاق و...از صفات اخلاق بدوزشت كه ازنقص وضعف انسان محسوب ميشود بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد.كه اين امر در احاديث وسخنان امامان معصوم مورد توجه قرار گرفته است ومي فرمايند: باافراد تند خو وبد اخلاق ازدواج نكنيد.

 

                      راههاي شناخت پيش از ازدواج

 

1-تحقيق از دوستان

 

دوستان ومعاشرين غالبا از كساني هستند كه از اخلاق انان باخبرند .كه در اين مورد مي توان ازانان تحقيق كرد مشروط براينكه راستگو ومورد اعتماد وامين باشند واظهار حق را بر دوستي مقدم بدارند.

2-بررسي اخلاق  خا نواده

ازوضع اخلاقي پدر ومادر وبقيه اعضاي خانواده هم مي توان تا حدودي با اخلاقيات فرزندان ديگر با خبر شد.زيرا پسر ودختر غالبا با اخلاق پدر ومادر پرورش مي يابندواز انها سرمشق ميگيرند .دختران شوهر داري را از مادر وپسران همسر داري را از مادرشان مي اموزند.

خانواده هاي سازگار ومهربان فر زنداني سازگار ومهربان دارندوبرعكس خانواده هاي تند خو وخشن فرزنداني خشن وتند خو دارند البته اين موضوع نيز كليت نداردزيرا بر عكس ان نيز ممكن است ديده شود كه به وجود امدن ان معلول عوامل خارجي است .

3-گفتگو ومعاشرت

دختر وپسر اگر چند جلسه با هم بشينند ودرباره ي برنامه زندگي وهدف ازدواج و وظايف زن وشوهر واميد ها وتوقعات انهاومشكلات احتمالي زندگي وراه حلها صحبت كنند تا مقدار زيادي مي توانند به اخلا قيات همديگر اشنا شوندوحتي ميتوانند در مورد نقطه ي ضعف اخلاقي ازهمديگر سوال كنند.

من به دختران وپسراني كه در صدد گزينش همسر هستند توصيه ميكنم كه با كمال صداقت وراستي واقعيت را دراختيار طرف مقابل قرار دهند زيرا اين موضوع بهتر است از كتمان واقعيت "زيرا با كتمان واقعيت  ممكن است ازدواج صورت گيرداما بعدا با مشكلات زيادي مواجه ميشوند .چه بهتر است كه قبلا خواستگار خود را درجريان واقعيت اخلاقي قرار داده كه دو راه در پيش رو دارد يا داين وضع را قبول كرده وتحملش ميكند يا ازدواج صورت نمي       گيرد واين بهتر از ان است كه دوباره به طلاق وجدايي بينجامد. يا نقطه ضعف رااصلاح كنيد.

خواص دارویی گل گاو زبان

گل گاو زبان يك گياه علفي يكساله از گیاهان دارویی و دارای روغنی است که به علت خاصیت شفا دهندگی از مدتها قبل از اهميت خاصي برخوردار است.

اين گياه به احتمال زياد بومي منطقه مديترانه است ولي بعضي محققين عقيده دارند بومي خاورميانه است. كشت و كار گاوزبان بوسيله عربها در جنوب اسپانيا در قرون وسطي معرفي شد. اين گياه در بسياري از مناطق اروپا, غرب آسيا و آمريكاي شمالي مي رويد و اغلب بصورت وحشي در محل هاي لم يزرع و كناره رودخانه ها ديده مي شود. كشاورزان اين گياه را ازحالت وحشي جمع آوري و  براي مصارف خانگي كشت مي نمايند.

بخش هاي هوايي به منظور اهداف دارويي درابتداي گلدهي از خرداد تا شهريور جمع آوري شده و در سايه خشك مي شوند.

 گیاه مذكور دارای شاخه های تو خالی وابدار است و ارتفاع آن به 50 سانتی متر میرسد. برگهای این گیاه نسبتا بزرگ وچین خورده به رنگ سبز تیره و تخم مرغی شکل نوک تیزاند که به طور متنا وب بر روی ساقه گیاه قرار دارند. تمام سطح گیاه پوشیده از کرکهای سفید و منشعب است.گلهای این گیاه در انتهای ساقه قرار دارد و به رنگ روشن و ستاره ای شکل است. میوه این گیاه به شکل چهار فندق کوچک و به رنگ قهوه ای مایل به سیاه است. این گیاه در فرانسه "شکوفه آبی تندرستی" نامیده می شود. زیرا گلهای ان به رنگ آبی است و داروی خوبی است برای دهقانان که معمولا نیاز به تنفس بیشتر در هنگام کار کردن دارند.

 بعضی از نویسندگان معتقد ند که نام لاتین آن  یک اسم تغییر شکل یافته است  به معنی "قلب " و به معنی "من اورده ام" زیرا اعتقاد بر این است که این گیاه قلب را تقویت می کند.

امروزه ثابت شده که محصولات حاصل از برگها و پودر این گیاه خاصیت ضد افسردگی دارد و باعث افزایش نشاط  روحی می شود.  به طور مثال : شربت ساخته شده از پودر این گیاه خاصیت ضد افسردگی و ضد استرسهای روحی و آرامش دهنده  و تسکین دهنده قلب می باشد. دم كرده آن براي التهاب مجاري ادرار, روماتيسم و بيماريهاي قلبي مفيد است.

تركيبات شيميايي:گل گاوزبان و برگ‌هاي آن داراي لعاب فراوان است. اين گياه داراي نيترات پتاسيم، رزين‌هاف مالات كلسيم، منگنز، منيزيوم، اسيد فسفريك و آلانتوئين است.
خواص دارويي:
گاوزبان از نظر طب قديم ايران سرد است.
1) گل گاوزبان و برگ‌هاي آن تصفيه‌كننده خون است ، 2) آرام‌كننده اعصاب است، 3) عرق‌آور است، 4) ادرارآور است، 5) كليه‌ها را تقويت مي‌كند، 6) سرماخوردگي را برطرف مي‌كند، 7) براي از بين بردن سرفه از دم‌كرده گل گاوزبان استفاده كنيد ، 8) در درمان برونشيت موثر است، 9) بي‌اختياري دفع ادرار را درمان مي‌كند، 10) التهاب و ورم كليه را درمان مي‌كند، 11) در درمان بيماري سرخك و مخملك مفيد است، 12) ضماد برگ‌هاي گاوزبان براي رفع ورم موثر است، 13) برگ‌هاي گاوزبان را بپزيد و مانند اسفناج از آن استفاده كنيد، 14)
برگ‌هاي تازه گل گاو‌زبان داراي مقدر زيادي ويتامين
C مي‌باشد .
توصیه : گاوزبان بعلت داشتن آلکالوئید برای زنان حامله و کودکان مضر است.این گیاه یکی از محصولات اشکور می باشد.منبع"غلامی

تربیت کودک ونوجوان در عصر جدید

                                                             

ديگر وقت ان گذشته كه تربيت كودكان ونوجوانان رامحدود كنيم به تبليغ وتلقين نصايح  خشك وبي برو برگرد" نظافت دست و پا"اطاعت ازپدر ومادر "سروصدا نكردن درمهماني ها "سحر خيزي"دستگيري از بينوايان به سبك بنگاهاي خيريه"ومسائلي ازاين قبيل كه نتيجه كلي همه ي اين ها بي خبرماندن ان ها از مسائل بزرگ وحياتي محيط زندگي است .چراانها رادر پيله اي از"خوشبختي وشادي اميد "بي اساس خفه  كنيم؟انان را نبايد از يك نفس ازاد محروم كنيم .با يد به انها اميد دگرگونه اي بر پايه ي شناخت واقعيتهاي اجتماعي ومبارزه باانها به جاي اميد هاي بي اساس گذاشت. براستي ايا كودك ونوجوان غير از ياد گرفتن نظافت اطاعت وحرف شنوي از بزرگان (كدام ادب؟)(ادبي كه زورمندا ن وطبقه غا لب ومرفه حامي ومبلغ ان است؟)چيز ديگري لازم ندارد؟

آيا به بچه نبايد گفت كه در كشورتوبچه هايي هستندكه رنگ گوشت وميوه حتي پنير راماه به ماه نمي بينند؟ايا به كودك نبايد گفت علت اينكه نصف مردم جهان گرسنه اند چيست؟راه براه انداختن اين گرسنگي چيست؟ايا نبايد درك علمي و  درستي ازتاريخ وتحول وتكامل اجتماعات  انساني به آنان بدهيم؟ چرا فقط بايد بچه هايي تربيت كنيم كه بي سروصداومطيع همچون عروسك هاي پشت ويترين باشند؟        ما به انهامي گوييم دروغگويي ودزدي وحسادت بد است اما ريشه هاي پيدايش ورواج دروغگويي"دزدي و.....رابراي انان روشن نمي كنيم.                           ايااطاعت ازاموزگاروپدرومادركه هدفشان راحت زيستن"بي دردسربودن وبيشترپول دراوردن كار پسنديده اي است ؟چرا دستگيري ازبينوايان  را   يا د  مي دهيم ولي نمي گوييم كه چرا بينوا شده اندوچرا بعضي ها توانگر شده اندكه تا سينه جلو دهند ومنت سرش بگذارندكه اري من فرد نيكوكاري هستيم وهميشه به ادمهاي بيچاره وبدبختي مثل تو كمك مي كنم البته اين هم محض رضاي خداست وگرنه توكه....                                                                                                اكنون وظيفه ما در عصر جديد براي تربيت كودكان ونوجوانان اين است كه به دو نكته زير توجه كنيم.                                                                                 نكته اول:ادبيات ما در تربيت انان بايد پلي باشد بين دنياي بي خبري ودررويا وخيالهاي شيرين كودكي درواقعيت هاي تلخ ودررد اور وسرسخت محيط اجتماعي بزرگترها "انها بايد از اين پل بگذرند واگاهانه ومسلح وچراغ به دستبه دنياي تاريك وسخت بزرگتر ها برسند . دراين صورت است كه ان ها ميتوانند كمك ويار واقعي پدرشان باشندوعامل تغيير دهنده ي مثبتي در اجتماع راكد ودم فروبسته.                بچه ها بايد بدانند كه پدرانشان با چه مكافا تي مظلوم وار لقمه ناني به دست مي آورند.وآن يكي بايد بداند كه پدرش ازچه راه هايي وچگونه در برابر اين اين روز هاي تاريك واين زمستان  ساخته دست ادميان دوام مي اورد.اري كودكان ونوجوانان را بايد از اين" عوامل اميد وار كننده ي سست بنياد"نا اميد كرد.              آنان بايد بدانندكه پدرانشان چگونه درمشكلات درون اجتماع دست وپامي ز نند  .نبايد به غلط اين پندار را در انان تربيت كنيم كه پدرانشان راستي راستي از عهده ي همه ي  كارها برمي ايند .                                                                    نكته دوم وخلاصه كلام:بايد جهان بيني دقيفي به بچه داد معياري به اوداد تا بتواند مسائل اخلا قي واجتماعي را در شرايط وموقعيت هاي گوناگون  اجتماعي ودگرگون شونده دائمي  ارزيابي كند.مي دانيم معرار هاي اخلاقي ان ثبات دايمي را ندارند يك زمان خوب ودرزمان ديگر بد تلقي مي شود يا ممكن است در ميان قومي  ياطبقه اي اخلاقي ودرميان قوم و طبقه اي ديگر ضد اخلا ق محسوب شود. در خانواده اي كه پدر قمار باز ودرغگو است يا دراثر فشار هاي روز مره ي زندگي  عصباني است فرزند ملزم نيست تمام افكار وعقايد او را پذيرفته "مطيع وبي سر وصدا باشد.                                                                                             در ادبيات تربيت كودكان ونوجوانان نبايد فقط مبلغ "محبت "نوع دوستي "قناعت وتواضع باشيم بلكه بايد به انان راه مبارزه را ياد داد مبارزه وكينه توزي عليه هر انچه كه ضد بشر وغير انساني استويا مبارزه در برابر كساني كه سد راه تكامل تاريخي جامعه وانسانيت ومدنيت هستند.                                                      ما بايد درست انديشيدن را به انان ياد بدهيم .بايد  در شخصيت"وجود انان "نوع برداشت و در چگونگي نگريستن به پديده ها تحولي ايجاد كنيم .                      ختم كلام اينكه بتوانيم يك شهر وند" تلا شگر "اجتماعي "نو انديش" آزاديخواه" عدالت طلب "صلح جو "متمدن"خداجو"متفكر"تحول گرا"و... پرورش داده كه از حالت سستي وسنتي خارج شده واز قافله زمان ونواوري عقب نما ند 

خلاصه آمار سايت
بازديد امروز: 5
بازديد ديروز: 4
افراد آنلاين: 1
بازديد کل: 44

افسردگی چیست ؟

افسردگى چيست ؟

افسردگى يکى از رايجترين بيماريهاى روانى است که باعث مراجعه به روانپزشکان، روانشناسان و ساير متخصصان بهداشت روان مي‌گردد.

      در هر لحظه از زمان حداقل ١٥ ت ٢٠ درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه‌هاى افسردگى شديد را از خود نشان بدهند و ميليونها نفر در هر لحظه در جهان تحت درمان افسردگى قرار مي‌گيرند.

       در زبان روزمره براى توصيف افسردگى از احساسات غمگينى، ناکامى، نااميدى و شايد هم رخوت و بي‌حالى استفاده مي‌شود. معمولاً مردم تصور مي‌کنند که افراد افسرده تن‌پرور ، خودخواه و يا اهل تمارضند و سعى مي‌کنند آنها را با عباراتى همچون «سعى کن خودت را جمع‌وجور کني» نصيحت نمايند.

     در طول زندگى همه ما دوره‌هاى کوتاه و بلند احساس داشتن غم، عدم خوشحالى و يا نظاير آن خصوصاً در هنگام از دست دادن همسر و يا نزديکان، هنگام کار و يا از دست دادن کار را تجربه مي‌کنيم و همه ما قادر به مقابله با اينحوادث هستيم.

      احساس افسردگى معمولاً به عنوان «اندوه» و «سوگ يا داغديدگي» شناخته مي‌شوند. يعنى در موقعيتهايى که انتظار مي‌رود شادي‌بخش باشد به احساس اندوه ختم مي‌شود مثلاً در هواى بارانى، پس از تولد فرزند، پس از نقل‌مکان به يک منزل جديد، منازعه اى که در مصاحبت با دوست و يا همسر به‌وجود مي‌آيد. اما اين احساس اندوه به‌سرعت با از بين رفتن موقعيت برطرف مي‌گردد.

    همچنين پس از از دست دادن يکى از نزديکان، پايان يافتن يک رابطه عاشقانه و يا يک رابطه مهم، معمولاً افراد چيزى را تجربه مي‌کنند که سوگ ناميده مي‌شود.

     ويژگيها و نشانه‌هاى سوگ با افسردگى مشابه مي‌باشد. اين دو پديده کاملاً طبيعى بوده و حتى فقدان آنها در هر فردى ممکن است در درازمدت براى فرد مضر باشد. در هر دو مورد پس از طى فرآيند مربوطه فرد به زندگى عادى خود بر مي‌گردد.

      در طول يک پريود زمانى مثل هفته‌ها و يا روزها به زندگى عادى و روزمره مي‌توانيم برگرديم ولى در عده‌اى از ما اين احساس داشتن غم براى زمان بيشترى ادامه پيدا کرده و احتياج به مراقبتهاى ويژه بهداشتى خواهيم داشت.

     اين افسردگى کلينيکى در صورت ادامه داشتن مي‌تواند منجر به بروز فعاليتهاى خطرناک اجتماعى مثل دست زدن به خودکشى و يا نظاير آن شود و اين در واقع اقدامات فورى پزشکى و بهداشتى را طلب مي‌کند.

     اختلالات مربوط به افسردگى قريب به ١٩ ميليون آمريکايى را در سال مبتلا مي‌کند. اين عده هزينه بسيار سنگينى را بر خود، خانواده، جامعه و سيستم بهداشتى کشور تحميل مي‌کند.

       شواهد به‌دست آمده از علم عصب‌شناسى و ژنتيک و تحقيقات کلينيکى نشان مي‌دهد که افسردگى در واقع يک اختلال در مغز مي‌باشد. تکنيکهاى تصويربردارى مدرن از مغز روشن ساخته است که در افسردگى مدارهاى عصبى که مسؤول تنظيم افکار، خُلق، فکر کردن، خوابيدن، اشتها و رفتار هستند از حالت طبيعى خارج شده و ارتباطات صحيحى بين اين مناطق وجود ندارد. از همين شواهد بدست آمده در به‌دست آوردن داروهاى مناسب استفاده شايانى مي‌شود.

 

 

علائم و نشانه هاى افسردگى

 

دو ويژگى اختصاصى افسردگى که براى تشخيص افسردگى حتماً يکى از آنها بايد وجود داشته باشد، يکى خلق ناشاد (افسردگى، غم، اندوه، ناراحتى يا نگراني) و ديگرى فقدان علاقه و لذت تقريباً در همة فعاليتهاى عادى و سرگرميهاى فرد مي‌باشد. هر دو اين علائم بايد در اکثر مواقع روز وجود داشته باشند.

ساير نشانه‌هاى افسردگى شامل از دست دادن توجه و سرخوشى در فعاليتهاى روزانه، اختلال و تغيير عمده در اشتها و وزن بدن، اختلال در خواب به‌صورت کم‌خوابى يا پرخوابى، اختلال در تفکر و تمرکز فکر، وجود اضطراب و کندى حرکات، احساس بى ارزشى و يا احساس گناه، فقدان نيرو يا فقدان انرژى و خستگى، افکار تکرارشونده، مرگ و يا خودکشى مي‌باشند.

دانشمندان ارتباط نزديکى بين خودکشى و افسردگى ذکر مي‌کنند به‌طوريکه دوسوم بيماران افسرده به خودکشى فکر مي‌کنند و ١٠ تا ١٥ درصد آنها به زندگى خود خاتمه مي‌دهند.

اگر يک بيمار
۵ مورد از علائم بالا را به‌مدت ۲ هفته مداوم داشته باشد به اختلال افسردگى شديد (عمده) مبتلا مي‌باشد. مطالعات اخير در ايالات متحده آمريکا نشان مي‌دهد که افسردگى سردسته علتهاى ناتوانى در انسان به‌شمار مي‌رود. چنين مطالعات آمارى در بقيه کشورها نيز موجود مي‌باشد.

 

 

افسردگى در گروههاى مختلف

 

افسردگى در دانشجويان

دانشجويان از هوشمندترين و مستعدترين اقشار هر جامعه بوده و آينده سازان هر کشور هستند. از اين رو توجه به سلامت روانى آنان از اهميت ويژه‌اى برخوردار است، زيرا دانشجو هنگامى مي‌تواند آفرينشگر، فعال و سازنده باشد که شاداب، اميدوار و متعهد باشد.

افسردگى يکى از شايعترين اختلالات روانى است که با علائم کاهش انرژى و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بى اشتهايى و افکار مرگ و خودکشى در شخص همراه است. از علائم شاخص افسردگى کاهش انرژى، بى حوصلگى و عدم تمرکز مى باشد، که در افرادى که داراى فعاليتهاى فکرى هستند به خصوص دانشجويان منجر به بروز اختلال در امور تحصيلى و شغلى، اشکال در تکميل تکاليف، و کاهش انگيزه براى انجام طرحهاى تازه مى گردد.

ميزان افسردگى دانشجويان مي‌تواند به عنوان شاخص اساسى سلامت روانى آنان به شمار آيد، بنابراين دانشجوى مبتلا به اختلال افسردگى ممکن است علاقه به امور درسى و آموزشى را از دست بدهد و احساس پوچى و بى ارزشى و بى اهميتى به وى دست دهد، لذا در چنين شرايطى نمى توان تلاش ذهنى هدفمند و جهت دار و در عين حال خلاق را از آنها انتظار داشت. همچنين به معيارهاى اين گروه سنى يعنى توانمندى، سلامتى، هوش، جذابيت و ... بى علاقه شده و احساس ناتوانى مى کنند.

از طرف ديگر در توانايى تحليل که لازمه فعاليتهاى آموزشى است دچار ضعف عمده مى گردند، که منجر به نارضايتى از خود در جوان دانشجو گشته و باعث شدت بيمارى مى گردد.

مطالعات زيادى در مورد شيوع افسردگى در دانشجويان صورت گرفته است. در اينجا به نتايج بعضى از مطالعات انجام شده در ايران اشاره مي‌شود که بر اساس يافته هاى يکى از اين مطالعات، حدود ٣/٢١ دانشجويان مورد مطالعه مبتلا به افسردگى خفيف تا متوسط بوده اند.

که اين ميزان در بين دانشجويان دختر ٢/٢٢ درصد و دانشجويان پسر ٤/١٧ درصد گزارش شده است (کوشان و واحديان، ١٣٧٣ ). اين مطالعه هم چنين نشان داده است که در بين دانشجويان مجرد (١/٢٢ درصد) افسردگى بيشترى نسبت به دانشجويان متاهل (٢/١٩ درصد) وجود داشته است.

همچنين احمدى (١٣٧١)، در مطالعه خود بر روى دانشجويان علوم پزشکى اهواز نتيجه گرفت که ٥٢ درصد دانشجويان زن و ٣٨ درصد دانشجويان مرد دچار افسردگى خفيف تا شديد هستند. در اين مطالعه ميانگين افسردگى دانشجويان مجرد ٤٢/١٠ درصد و دانشجويان متاهل ٩٧/٧ درصد گزارش شده است. يافته‌هاى اين مطالعه همچنين نشان مي‌دهد که ١١ درصد دانشجويان مرد و ٢٠ درصد دانشجويان زن نسبت به آينده نااميد بودند. علاوه بر آن ٨ درصد دانشجويان ‌مرد و ٧ درصد دانشجويان زن داراى افکار خودکشى بودند.

شايعترين مشکلاتى که در اين مطالعه توسط خود دانشجويان نيز مطرح شده است شامل:

حجم زياد دروس پزشکى، فعاليتهاى زياد در بخشهاى بالينى، وجود دروس غير ضرورى، طولانى بودن دوره تحصيل پزشکى، کافى نبودن امکانات رفاهى، کم بودن مدت زمان استراحت، کشيکهاى زياد و انتظارات بيش از حد برخى از کادر پزشکى، از دانشجويان مي‌باشد.

نتايج مطالعه کوشان و واحديان نشان داده است که در دانشجويانى که از رشته تحصيلى خود رضايت نداشته و بى علاقه بودند (٥/٤٥ درصد)، و کسانيکه حداقل از يک واحد درسى نمره قبولى نياورده اند، افرادى که بحرانهاى عمده اى در زندگى داشتند، دانشجويانى که مايلند اوقات فراغت خود را به تنهائى بگذرانند، و مشکل خانوادگى، جسمانى و يا روانى دارند و يا سابقه بيمارى اعصاب در خانواده آنها وجود دارد، ميزان افسردگى بيشترى نسبت به ساير دانشجويان وجود دارد. اما دانشجويانى که علاقمند به فعاليتهاى ورزشى و گروهى بودند ميزان افسردگى در آنها کمتر گزارش شده است.

مطالعات ديگر نيز به نتايج مشابهى اشاره نمودند از جمله: يزدى و همکاران (١٣٧٤) در مطالعه خود بر روى دانشجويان تازه وارد دانشگاه تهران، ميزان افسردگى را ٣٠ درصد گزارش نمودند. در مطالعه مشابه ناصري (١٣٧٤)، بر روى دانشجويان دانشگاه آزاد واحد رودهن، اين
ادامه نوشته

باور كنيم سكه به نام محمد است

 

عنوان :

باور كنيم سكه به نام محمد(ص) است

 

شاعر :

محمد على معلم

 

 

 


 

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را 

باور كنيم،رويش سبز جوانه را ابهام مرد خيز غبار كرانه را 

باور كنيم، ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد (ص) است 

از سفر فطرت، از صحف از مصحف، از زبور راوى بخوان به نام تجلى، به نام نور 

آفت نبود و، موت نبود و، نفس نبود او بود و بود او و، جز او هيچكس نبود 

«قال ا لست ربكم‏» ى را «بلى‏»زدند فالى زدند و قرعه تكوين ما زدند 

سالار «كنت كنز» در آيينه نطفه راند برقى جهيد خرمن آدم نشانه ماند 

ويرانه گرد خانه زنجير او شديم ز افلاكيان خليفه تقدير او شديم 

گرديد چرخ و خاك فلك كو به كو نشست آدم رهيد و، نوح به جودى فرو نشست 

ايوبها، به سفره كرمان كرم شدند يعقوبها، به حوصله پامال غم شدند 

موسى بسى ز نيل حوادث امان گرفت تا همچو نيل دامن فرعونيان گرفت 

بسيار بت شكست كه از سيم كرده بود تهمت به بت زدند، براهيم كرده بود 

از رشك لطف جان ملايك ملول ماند هيهات بر زمانه كه انسان جهول ماند 

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را 

باور كنيم، رويش سبز جوانه را ابهام مرد خيز غبار كرانه را 

باور كنيم ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص)است 

راوى به شب حجاب نكويى، حجاب قبح راوى به صبح، صبح شكافنده، صبح صبح 

راوى به فتح،فتح نمايان به آسمان راوى به تين و زيت، به افسانه زمان 

راوى بخوان، به خواندن احمد در اعتلا بر بام آسمان شب معنى شب «حرا» 

شبها شبند و قدر، شب عاشقانه‏هاست عالم فسانه، عشق فسانه فسانه‏هاست 

راوى بخوان، كه رستم افسانه مى‏رسد جوهر فروش همت مردانه مى‏رسد 

راوى بخوان، كه افسر سيارگان مه است راوى بخوان، كه مهدى موعود در ره است 

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را 

باور كنيم،ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص) است 

خونين به راه دادرسى ايستاده‏ايم چون لاله داغدار كسى ايستاده‏ايم 

اى دوست، اى عزيز مجاهد، رفيق راه مقداد روز، مالك شب، ميثم پگاه 

اى در صفا به همت مردانه استوار اى مرد مرد، مرد خدا، مرد روزگار 

مرغى چنين بلازده جان در قفس نداد حقا، كه داد عشق تو دادى و كس نداد 

رفتى كه باز گردى و تا ما خبر شديم اى پيشتاز قافله، بى همسفر شديم 

گيتى به اهل عشق بدستان چه مى‏كند! حالى به ما شقاوت پستان چه مى‏كند! 

با ما چه مى‏كنند به رندى در آشيان اين نابكار خانه بدوشان، حراميان 

اى دوست، اى عزيز، رهايى مباركت از همرهان خسته، جدايى مباركت 

اينجا خوش است ضجه زنجيريان هنوز مردم كش است دشنه تقديريان هنوز 

اينجا هنوز عرصه گير و كشاكش است اينجا هنوز خواب اسارت مشوش است 

اينجا جهان شب است، ولى بى‏كرانه نيست فرداى روشنايى ره بى‏بهانه نيست 

شبها شبند و، قدر شب عاشقانه‏هاست عالم فسانه، عشق فسانه فسانه‏هاست 

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را 

باور كنيم، ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص) است