رمضان ماه خود سازی

لحظه های ماه خدا را غنیمت بشماریم

سلام به ماه خودسازی

اندیشه  - خودسازى از خودشناسى آغاز مى‏شود. نخست‏باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا که با خودشناسى، خداشناسى ‏تحقق مى‏یابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساخته‏ایم.

 

در آغاز باید دید چرا پدید آمده‏ایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن کریم تصریح کرده ‏است که:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این‏ که عبادت کنند .»

در تفاسیر زیادى «لیعبدون‏» به معناى «لیعرفون‏» آمده‏است، یعنى هدف از خلقت ‏شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش کردن‏ نیست. نماز و روزه و ...، شعبه‏اى ازعبادت است که عبادت اجتماعى اهمیتش‏ کم‏تر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مى‏اندیشد، وعبادت در معناى ‏گسترده‏تر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است.

چگونه خلیفة الله شویم ؟

ادامه نوشته

حسين بيشتر از آب،تشنه‌ لبيك بود

 بعضي‌ها چقدر قشنگ مي‌گويند درباره‌ي حسين، چقدر زيبا وصفش مي‌كنند، انگار هر بار كه آن نوشته را مي‌خواني برايت تازگي دارد، گيرايي دارد، مي‌نشيند بر دلت...

«حسين بيشتر از آب، تشنه‌ لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند.»
نه اين كه نبايد براي مظلوميت حسين و اهل بيتش گريست؛
نه اين كه نبايد براي لب‌هاي تشنه‌ي علي اصغر گريه نكرد؛
يا اين كه كودكان خيام حسين كه زير شلاق اشقيا خرد مي‌شدند و هيچكس نبود تا آنها را در پناه خود گيرد، مگر مي‌توان از ياد برد؟
يا اين كه مگر مي‌شود آن روز را از ياد برد كه عباس چگونه خود را به نهر علقمه رساند و مشك‌هاي عشق را پر كرد از آب، اما جرعه‌اي ننوشيد از آن؛ چرا كه زنان و كودكان تشنه‌اند، زنان خيمه‌گاه ديگر نمي‌دانند با كودكان تشنه چه كنند.
لبيك يعني اين...
مگر مي‌شود آن همه قساوت را فراموش كرد، اصلاً مگر تاكنون فراموش شده است؟! مي‌توان علي اصغر را از ياد برد؟ آن هنگام كه حسين علي اصغرش را بر روي دست به سوي سپاه يزيد برد و جرعه آبي خواست براي كودك شش ماه‌اش، با تير سه شعبه پذيرايي‌اش كردند و مي‌دانست كه اينگونه مي‌شود.
اما حسين بيشتر از آب، تشنه‌ي لبيك بود...
لبيك يعني هنگامي كه حسين يارانش را دور خود جمع مي‌كند در سياهي شب؛ به آن جماعت مي‌گويد كه قرار است چه شود.
آنها كه مي‌مانند لبيك گفته‌اند؛ بدا به حال آنها كه رفتند.
لبيك يعني تا آخر ماندن؛
لبيك يا حسين يعني جان را فداي حسين كردن؛
لبيك يا حسين يعني بي‌قرار شدن؛
يعني بدرقه كردن به سوي رهايي و پرواز و آنگاه كه پيكرش را براي مادر مي‌آورند بگويد؛ مرا پيش فاطمه زهرا(س) رو سفيد كردي؛
حسين فرزند مكتبي است كه هنر خوب شهيد شدن را خوب آموخته بود و شهادت جنگ نيست، رسالت است، پيام است.
و آن جمله زيبا كه گفته است «حسين بيشتر از آب، تشنه‌ لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند» .

عرفه یعنی

عرفه یعنی به خود آمدن

عرفه یعنی از خود بریدن و به خدا پیوستن

عرفه یعنی تجدید پیمان با سید الشهداء

عرفه یعنی مهیا شدن در فرهنگ عاشورا

عرفه یعنی مهیا شدن برای قربان "عرفه یعنی پرواز برای اصلاح  امت پیامبر  

شعر قيصر امين‌پور درباره امام رضا(ع)

شعر قيصر امين‌پور درباره امام رضا(ع)

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

روح هستی

 
در آستانه سالروز رحلت رسول خدا(ص) و شهادت امامان   بزرگوارمان امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع)، این ستون را به سروده ای لطیف در وصف پیامبر اعظم(ص) اختصاص می دهیم؛
مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد
خدا که در حرم امن خویش راهت داد
هجوم جهل و خرافه، هجوم تاریکی
خدا پناه در آن دوره سیاهت داد
خدا، خدا و خدا، آن خدای بی مانند
همان که عصمت پرهیز از گناهت داد
همان که جان نجیب تو را مراقب بود
همان که سینه خالی  زاشتباهت داد
توان و توشه به پایان رسیده بود، ولی
خدا رسید به فریاد و زاد راهت داد
بگو که نعمت پروردگار پنهان نیست
خدا که دست تو را خواند و دستگاهت داد
خدا که چشم تو را با نماز روشن کرد
خدا که فرصت تشخیص راه و چاهت داد
چقدر واقعه آسمانی و شفاف
خدا به یمن دعاهای صبحگاهت داد
خدا که عاقبتی خیر و خوش عطایت کرد
خدا که آینه را نور با نگاهت داد
قسم به روز، که خورشید شمع خانه توست
قسم به شب که خدا برتری به ماهت داد
خدا که اشک تو را جلوه  گهر بخشید
خدا که شعله روشن به جای آهت داد
خدا که جان تو را از الهه ها پیراست
خدا که غلغله قوم لااله ات داد
یتیم آمده ام، مانده ام، پناهم ده
مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد
لحظات آخر عمر نبی مکرم (شعر رحلت حضرت محمد)

روح هستی در میان بستر است

لحظه های اخر پیغمبر است

گوشه ای گرم نیایش با خدا

می برد بالا علی دست دعا

اهل بیت خویش را با اشک و آه

در وداع آخرین دارد نگاه

گاه گوید با علی از غسل و قبر

درد دل با چاه و مظلومی و صبر

گاه گوید با حسن رازی مگو

گاه گوید با غم و درد و محن

غم مخور هستی من زهرای من

بعد من حامی دست حق شوی

اولین کس تو به من ملحق شوی

بعد من اجر رسالت هیزم است

هستی ام در آتش نا مردم است

آسمان را رنگ نیلی می زنند

بین کوچه بر تو سیلی می زنند

چهل روز از واقعه کربلا گذشت

از امام صادق(ع) روایت شده که فرموده‏اند: «در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است.
 اربعین تنها یک واژه نیست بلکه یادآوری اعتلای دین است، اربعین پژواک عدالت، شجاعت و آزادی است و گرامیداشت آن تعظیم شعائر دینی و اعلام پایبندی به مکتب سرخ عاشوراست که در کربلا ریشه گرفت و تا همیشه تاریخ باقی است.

هر قیام و نهضتی از دو بخش قیام مسلحانه یا غیرمسلحانه و از رساندن پیام آن انقلاب و بیان آرمانها و اهداف تشکیل می‏شود. در بررسی قیام امام حسین این دو بخش کاملاً محسوس هستند، روز عاشورا بخش خون و شهادت و ایثار بود و بخش دیگر آن بعد از عاشورا و پرچمدار آن امام سجاد و زینب بودند که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت را منتقل کردند.

تبلیغ اهل‏بیت در کاخ یزید

زنان اهل بیت، در کاخ یزید تبلیغات گسترده‏ای انجام دادند. طبری در کتاب تاریخ خود می‏نویسد: زنان اهل بیت از منزل یزد خارج نشدند، مگر آن که دیگر زنان برای سوگواری به منزل او رفتند، و هیچ زنی از آل ابی‏سفیان باقی نماند مگر آن که به نزد آنان آمد و در آن جا اقامه عزا کرد. عزاداری اهل‏بیت در کاخ یزید و دارالاماره، چنان تأثیر گذاشت که مردم تصمیم گرفتند به خانه یزید ریخته و او را بکشند.

رسوایی حکومت یزید

سیاست رعب و وحشت یزیدیان، با افشاگری‏های اهل بیت با شکست روبه رو شد. اهل‏بیت امام حسین با وجود تحمل سخت‏ترین مشکلات، در مقابل دشمنان تسلیم نشدند بلکه با خطبه‏ها و سخنرانی‏های کوبنده علاوه بررسوا کردن حکومت یزید به توده ناآگاه مردم درس آزادی و آزادگی دادند و بدین گونه، نهضتهای دیگری چون قیام توابین شکل گرفت و شعار نهضت امام حسین در فضای تمامی شهرها طنین افکند.

قیام عاشورا در کلام امام خمینی(ره)

امام خمینی(ره) درباره انگیزه الهی قیام امام حسین می‏فرماید: «شما ملاحظه کنید که بهترین خلق الله‏ در عصر خودش حضرت سیدالشهداء و جوانان بنی‏هاشم و اصحاب او شهید شدند. لکن وقتی در آن مجلس پلید یزید صحبت می‏شود حضرت زینب قسم می‏خورد که آن‏چه در کربلا دیدم جز پیشامدی زیبا نبود. شهادت یک انسان کامل در نظر اولیای خدا جمیل است نه برای اینکه جنگ کرده و کشته شده، برای اینکه جنگ برای خدا بوده است.»

نتایج قیام عاشورا

نهضت امام حسین(ع) آثار و تایج بزرگی در جامعه اسلامی بر جای گذاشت که از جمله، رسوا کردن هیئت حاکمه وقت بود چون بنی‏امیه به حکومت خود رنگ دینی می‏داد و جهت تثبیت موقعیت خود در جامعه می‏کوشید. ولی قیام و شهادت امام حسین بزرگترین ضربه بر پیکر این حکومت ناپاک وارد آورد.

از آثار دیگر نهضت امام حسین احیای سنت شهادت بود. پس از درگذشت پیامبر(ص) در اثر انحراف حکومت اسلامی از مسیر خود، مسلمانان کم‏کم روحیه سلحشوری را از دست دادند و به رفاه خو گرفتند، ولی قیام امام حسین این وضع را دگرگون ساخت و سنت شهادت را در جامعه اسلامی زنده کرد. قیام سیدالشهدا، سرچشمه نهضتها و قیامهای دیگری چون نهضت توابین و قیام مختار شد.

فرازهایی از زیارت اربعین

از امام صادق(ع) روایت شده که فرموده‏اند: «در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است.

مؤلفه‌هاي‌ عزت‌آفرين‌ در حيات‌ امام‌ حسين‌ (ع)

مؤلفه‌هاي‌ عزت‌آفرين‌ در حيات‌ امام‌ حسين‌ (ع)


مقدمه‌

ما مسلمانان‌ براي‌ ساختن‌ جوامع‌ ايده‌آل‌ و محتوا بخشيدن‌ به‌ حركت‌هاي‌ خود،سرمشق‌هاي‌ بسياري‌ داريم‌. بزرگ‌ترين‌ و جاودانه‌ترين‌ الگوي‌ ما «قرآن‌ كريم‌» است‌ كه‌در طول‌ تاريخ‌، سرمشق‌ همة‌ آزاد مردان‌، براي‌ ايجاد يك‌ جامعة‌ سالم‌ و مترقي‌ و به‌ دور ازهر گونه‌ فساد و تباهي‌ بوده‌ و هست‌.

سيرة‌ انقلابي‌ پيامبر اكرم‌(ص) در برابر اشرافيت‌ قريش‌ و سرمايه‌داري‌، حكومت‌امام‌ علي‌ (ع) و منشور آفتاب‌ گونة‌ نهج‌البلاغه‌، خطبه‌هاي‌ حضرت‌ زهرا3 در دفاع‌ ازآرمان‌ انقلابي‌ و قرآني‌ حركت‌ سالار شهيدان‌ به‌ شرط‌ تبيين‌ و تحليل‌ درست‌ آن‌، همه‌اينها مي‌تواند الگوهايي‌ براي‌ همه‌ جوامع‌ بشري‌ اعم‌ از مسلمان‌ و غير مسلمان‌ باشد.قيام‌ سالار شهيدان‌ حسين‌بن‌ علي‌(ع)، نه‌ تنها براي‌ مسلمانان‌ بلكه‌ الگويي‌ براي‌ همة‌جهانيان‌ تا صبح‌ رستاخيز است‌.

امام‌ حسين‌(ع) حضور مجدد حضرت‌ آدم‌، نوح‌، ابراهيم‌، اسماعيل‌، موسي‌ و عيسي‌ـ علي‌ نبينا و آله‌ و عليهم‌السلام‌ ـ در قلة‌ فريادگري‌ و هدايت‌ مردم‌ است‌. اين‌كه‌امام‌حسين‌ (ع) را وارث‌ آدم‌ (ع) مي‌خوانيم‌ و زيارت‌ وارث‌ را با سلام‌ به‌ پيامبران‌ الهي‌ آغازمي‌كنيم‌ براي‌ همين‌ است‌، يعني‌ نشان‌ نقطة‌ اتصال‌ در همة‌ حركت‌هاي‌ الهي‌ - خدايي‌،به‌ صورت‌ تجسم‌ دوبارة‌ حضرت‌ آدم‌، ابراهيم‌، اسماعيل‌، موسي‌، عيسي‌، محمد، علي‌،فاطمه‌، و امام‌ حسن‌ : است‌. اهداف‌ تمام‌ انبيا و اوصياي‌ الهي‌، در نهضت‌ خونبار امام‌حسين‌ (ع) تجلي‌ يافته‌، پس‌ بايد قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع) را به‌ جهانيان‌ شناساند و مجالس‌حسيني‌ را غني‌ ساخت‌ و فرياد دين‌خواهي‌ و ستيز با ظلم‌ و فساد امام‌ حسين‌ (ع) را در دنياطنين‌ افكن‌ ساخت‌. امام‌ حسين‌ طنين‌ فرياد زندگي‌ است‌، پس‌ بايد طنين‌ آن‌ در همة‌آفاق‌ در پيچد.

امام‌ حسين‌ (ع) در ذات‌ و طبيعت‌ خود، يك‌ درياي‌ خروشان‌ عواطف‌ و صداقت‌است‌. يك‌ انسان‌ والا، پاك‌، منور، بدون‌ ذرّه‌اي‌ شائبة‌ ترديد در شخصيت‌ ملكوتي‌ والاي‌او. او براي‌ هدف‌ اسلامي‌ و انساني‌ خويش‌، سرسختانه‌ تا پاي‌ جان‌ با حكومت‌ ستمگروقت‌، جنگيد و درس‌ حريت‌ و آزادي‌ را به‌ همة‌ جهانيان‌ نماياند.

«ايها الناس‌ ان‌ رسول‌ اللّه‌ (ص) قال‌: من‌ راي‌ سلطاناً جائراً يعمل‌ في‌ عباد اللّه‌بالاثم‌ و العدوان‌...». بحث‌ بر سر اين‌ است‌ كه‌ امام‌ حسين‌ (ع) فلسفه‌ حركت‌ خود را مقابلة‌با

ادامه نوشته

خطبه ی غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی­همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده­ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده­ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی­اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح­القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده­ای را می­بیند، و هیچ دیده­ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی­کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی­نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه­ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی­افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده­ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده­ای را در می­یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می­دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

ادامه نوشته

يا فاطمه بنت نبي

يا فاطمه بنت نبي  "  اي همدل وجان علي "اي تاج نور انبيا " اي باشكوه

 

اي والا"  اي دخت گل اي ياسمين گاي اسوه ي زن در زمين يا فاطمه يا زهرا"

 

 يا فا طمه بنت نبي  عشق محمد يا علي " يا فاطمه  اولاد اب وعلاقه "گهواره بان

 

     يتيمان  خسته"ام ابيها ام نور "يا فاطمه سر خدا  اي گوهر تاج وفا "

 

اي بينهايت اي مظهر شور وشرف "يا فطمه يا طاهره" 

 

شرم از ما و شفا عت از شما  

آن سوي مظلوميت .نگاهي به خطبه فاطمه در مسجد پيامبر

دفعتا خبر آمد كه فدك از دست رفت و اين براى شما بانوى من كه تازه داغ غصب خلافت ديده بوديد، كم غمى نبود.
كارگزاران شما هراسان آمدند و گفتند:
- خليفه ما را از فدك بيرون كرد و افراد خود را در آنجا گماشت.

شما در بستر بيمارى بوديد. رنگ رويتان زرد بود و دستهايتان هنوز مى لرزيد، فروغ نگاهتان رفته بود و دور چشمانتان به كبودى نشسته بود.
…شما مضطر و مضطرب از بستر بيمارى جهيديد و گفتيد:
- چرا؟!! و شنيديد:
- فدك را هم غصب كردند، به نفع حكومت غصبى.
- چرا؟!
اين چرا ديگر جوابى نداشت، نه فقط كارگزاران شما كه خود خليفه هم براى اين چرا پاسخى نداشت.
من كه كنيزى ام- به افتخار- در خانه شما، مى دانم كه:
»فدك قريه اى است در اطراف مدينه، از مدينه تا آنجا دو- سه روز راه است. اين باغ از ابتدا دست يهود بوده است تا سال هفتم هجرت. در اين سال كه اسلام، نضج و قدرتى فوق العاده مى گيرد، يهود، بيم زده، از در مصالحه درمى آيند و. و اين باغ را به شخص پيامبر هديه مى كند تا در امان بمانند.
پيامبر آن را مى پذيرد و باغ در دست پيامبر مى ماند تا آيه «واتِ ذَالْقُرْبى حَقَّهُ»... نازل مى شود و پيامبر به دستور صريح خداوند، فدك را به شما مى بخشد.«اين، واقعيتى نيست كه كسى بتواند آن را انكار كند. اگر پدرتان رسول خدا هم پيش از ارتحال، همه مسلمانان را جمع مى كرد و سئوال مى فرمود: فدك از آن كيست؟ همه بى تامل مى گفتند:
- فاطمه.

اينكه حالا چرا همه خفقان گرفته اند و دم برنمى آورند، من نمى دانم. حداقل بايد همان فقرا و مساكينى كه از اين باغ به دست شما روزى مى خورند و حالا نمى خورند، صدايشان دربيايد، اما انگار ايمان مردم هم با پيامبر، رخت بربست و جاى آن را رعب و وحشت و حب دنيا گرفت.
شما برخاستيد، با همان حال نزار و تن بيمار.

پس از وفات پدر بزرگوارتان، هر روز چروك تازه اى بر پيشانى مباركتان مى نشست، اما از اين حادثه، آنچنان برآشفتيد كه من مبهوت شدم.

مرا ببخشيد بانوى عالميان! با خودم فكر كردم كه اين فدك مگر چيست كه غصب آن زهراى مرضيه را اينگونه برمى آشوبد؟ فدك ملك با ارزش و پردرآمدى است. درست، اما براى فاطمه بريده از دنيا و پيوسته به عقبى كه مال دنيا، ارزش نيست، تازه، از فدك هم كه خود هيچگاه بهره نمى برديد.
ادامه نوشته

نجات و رستگارى در اديان

نجات و رستگارى در اديان
در جست وجوى نقطه ساكن

  
تى.اس.اليوت در قطعه اى از شعر «برنت نورتون» مى گويد: «در نقطه ساكن دنياى گردان، نه تنومند نه بى تن؛ نه از جايى نه به طرفى، در نقطه ساكن، آن رقص آنجاست؛ ولى نه سكته بخوانيدش، نه حركت، نه ثبوت، جايى را كه گذشته و آينده در آن اجتماع كرده است» (ترجمه به نقل از: اليوت تى اس، چهار كوارتت، ترجمه مهرداد صمدى، انتشارات فكر روز ۱۳۶۸) با خواندن اين شعر اشتياقى در من براى تفكر در باب «نقطه ساكن دنياى گردان»، كه از آن مى توان طرح هستى را ديد، بيدار شد. سال ها بعد، يعنى هنگامى كه آئين هندو و آئين بودا را مطالعه مى كردم، تفكر در باب «نقطه ساكن» در مباحثه راجع به ماهيتش، يعنى حركت يا ثبوت، در من جان گرفت. به نزديك هندوان «نقطه ساكن» آگاهى اى است عارى از حالات متغير نفسانى. نفس، على الادعا، آن هنگام كه ساكن مى شود به سان بركه كوهستانى آرامى است كه محيط پيرامونش را به طور كامل بازمى تاباند. با وجود اين، براى هر بودايى، «نقطه ساكن» هنگامى پشت سر گذاشته مى شود كه وقفه هاى انديشه به طور يكنواخت ازآگاهى به جريان مى افتند؛ به مانند يك رودخانه كوهستانى زلال هميشه روان، كه جهان را به طور كامل بازمى تاباند. مباحثه هندو ـ بودايى بر سر ماهيت «نقطه ساكن» را به عنوان تقابل آگاهى نامتغير با آگاهى متغير، در غرب امروز مى توان در تقابل لوگوس با برهان ساخت شكنى ملاحظه كرد. مباحثه شرقى از زمان بودا آغاز شد و برهان غربى معاصر ريشه در تقابل آتنى ها با اورشليمى ها دارد. در تجربه دينى بشر، پويه «نقطه ساكن» و طرح هستى اى كه نشان مى دهد را مى توان در جست وجوى رستگارى در سنت هاى دينى جهان مشاهده كرد.

در معرفى نظر هر سنت دينى در باب «گناه و نجات» مى كوشم تا رويكردى عام و مشترك را دنبال كنم. هر بخشى را با ملاحظاتى در باب «حال و وضع انسانى» شروع مى كنيم؛ يعنى نقطه اى كه طلب نجات را از آنجا آغاز مى كنيم. اين ملاحظه با تحليل نگاه متن مقدس هر سنت دينى به گناه و نجات پى گرفته مى شود. در اين گزيده مى كوشم تا نيم نگاهى داشته باشم به برخى متفكران اصلى يا مكاتبى كه بعدها در بسط و تكامل عقايد مندرج در متن مقدسشان سهم داشتند. مناسب ديدم كه در آخر هر بخش به بررسى ديدگاه هر دين راجع به زندگى پس از مرگ و رابطه آن با موضوع گناه و رستگارى بپردازم. ذكر اين نكته ضرورى است كه در تاريخ جست وجوى نجات، نه تنها تفاوت هايى ميان اديان بلكه تنوع گسترده اى از برداشت ها به چشم مى خورد. با اين وصف، آنچه نزد همه سنت هاى دينى مشترك است، اين بينش مبنايى است كه: «جهان جايى نيست كه ما در آن نااميدانه تباه شده باشيم. بسا كه اين جهان شر يا موهوم باشد و بسا كه ما گناهكار يا جاهل باشيم، اما طريقى هست كه ما را از تاريكى به نور و از تباهى به نجات مى برد. مى توان موضع و رويكرد هر سنت دينى را به مسأله گناه و نجات به اين قرار خلاصه كرد:

*رهايى در مسيحيت

ادامه نوشته

ازدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع)

فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود. شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

پيشنهاد به علي:

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاهداشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.

علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه وآله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

افكار خفته بيدار مي شود:

اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچگونه توجه نداشت.

علي (ع) اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست كه اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.

علي (ع) به خواستگاري مي رود:

اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريكه دست از كار كشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصي است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، كيست كه نديده درباره اش چنين داوري مي كني؟

فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.

ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز كرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي كه از اظهار آن خجالت مي كشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش كه تمام خواسته هايت قبول مي شود.

عرض كرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت وتأديب من كوشش نمودي و به بركت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اكنون موقع آن شده كه براي خود همسري انتخاب كنم و تشكيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بكاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.
ادامه نوشته

حسین وارث آدم" شهادت از نگاه شریعتی

شهادت

 

نوشته ای که در پی خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار 19-حسین وارث آدم - منتشر شده است. این سخنرانی در تاریخ 6/12/1350و در حسینیه ارشاد ارائه شده است.


اشاره: در بخش آثار که به نوشتارها، گفتارها و نامه‌ها تقسیم کرده‌ایم، نمونه‌ای از نوشته‌ها یا گفته‌های علی شریعتی را منتشر می‌کنیم. آرزوی ما آنست که به مرور کلیه آثار او در اینجا منتشر شود . نوشته ای که در پی خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار 19-حسین وارث آدم - منتشر شده است. این سخنرانی در تاریخ 6/12/1350و در حسینیه ارشاد ارائه شده است.
شهادت
خواهران، برادران!
اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده‌هايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي‌دهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان مي‌آموزد كه مي‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايه‌هاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.
ما وارث عزيزترين امانت‌هايي هستيم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌هاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست. ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.
رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمره‌مان را عاجزيم!
خدايا! اين چه حكمت است؟ و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رسانده‌اند. خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟

ادامه نوشته

ريشه هاي تربيت ديني

ريشه هاي تربيت ديني

تربيت ديني بايد از کودکي آغاز شود.

پرورش پيش دبستاني ها در محيط مکتبي جديد

آموزش هاي پرورشي و تربيتي بايد از سنين پيش دبستاني آغاز شود. راههاي متفاوتي براي آموزش هاي تربيتي به خردسالان وجود دارد اما ايجاد محيطي ديني، بهترين روش تربيت پيش دبستاني ها است. فراموش نکنيم که «محيط» يکي از موثرترين عوامل تربيت صحيح يا ناصحيح کودکان است حتي اگر با چيزهايي مواجه شود که قدرت فهم کامل آن را نداشته باشد.کودک امروز انسان بالغ فرداست و برخي آموزه هاي دوران کودکي را در بزرگسالي درک خواهد کرد و مي تواند چراغ هدايت او باشد.

ايجاد محيط ديني

مهد کودک ها و پيش دبستاني ها بايد اين نکته را مدنظر داشته باشند که اينجا يک کشور اسلامي است و آموزه هاي تربيتي، طبيعتاً بايد مبتني بر دين باشد. با مقوله ي تربيت ديني نبايد باري به هر جهت رفتار کرد. به صرف واداشتن کودکان به فرستادن چند صلوات، نمي توان ادعا کرد محيطي ديني در مهد کودک يا پيش دبستاني به وجود آورده ايم. اگر مي خواهيم محيط ديني براي کودکان ايجاد کنيم بايد بدانيم که آموزش قرآن، در هر سني بهترين آموزش است اما براي هر مقطع سني، روشي خاص بايد اعمال شود. کودکان قصه و بازي را خيلي دوست دارند بنابراين ايجاد بازيهاي قرآني با استفاده از ابزار و وسايل مخصوص، روشي موثر در آشنا کردن پيش دبستاني ها با قرآن و آموزه هاي آن است.

قصه هاي قرآن با لحني شيوا و بليغ روايت شده است اما شايد آن زبان براي کودکان ثقيل باشد

گفتن قصه هاي قرآني به زبان قابل فهم خودشان، روش بهتري است. استفاده از نقاشي و فيلم به ويژه ديالوگ هايش براي کودکان، قابل فهم بوده و ترتيب دادن اردوهاي تفريحي در مکان هاي ديني به تربيت ديني فرزندان کمک شاياني مي کند.

پدران و مادران نيز بايد با ادامه ي روند تربيتي مراکز آموزشي فرزندانشان و ايجاد محيطي ديني در خانه، به پرورش مذهبي فرزندانشان کمک کنند.

محيط مکتبي شاداب

قديم در مکتب خانه ها، به بچه ها آموزش قرآن و مباني ديني مي دادند. ملّاهاي ترکه به دست نيز وظيفه آموزش را به عهده داشتند.

برخي مهدها و پيش دبستاني ها از آموزشياران و معلمان بازنشسته ي دوره ابتدايي يا حتي مقاطع بالاتر استفاده مي کنند غافل از اينکه يک بازنشسته هر چقدر هم شاداب باشد، حوصله و سرزندگي يک خانم مربي جوان را ندارد. بنابراين مراکز پيش دبستاني بايد از استخدام افراد کم حوصله و کساني که قدرت ارتباط موثر با کودکان را ندارند- چه جوان، چه پير- پرهيز کنند.

ايجاد محيط شاداب، مقدمه ي شکل دادن محيط ديني در مراکز پيش دبستاني و حتي مهدکودک ها است. رفتار مهربانانه و مشفقانه ي مربيان اين مراکز موجب جلب اعتماد کودکان مي شود و ماندگاري آموزه ها در نزد آنان را عمق مي بخشد.

اگر قرار است، پيش دبستاني ها با روش هايي چون بازيهاي قرآني به دين روي آورند، بايد محيط هاي آنان علاوه بر داشتن رنگ و بوي معنوي، شادابي و سرزندگي لازم از حيث فضا و مربيان را نيز داشته باشد.

در اين ميان وظيفه ي مديران اين مراکز در استخدام نيروهاي متناسب با مسائل گفته شده،از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. اين مربيان علاوه بر دادن آموزش به کودکان و ايجاد محيطي معنوي و شاداب، وظيفه ي ارشاد والدين براي همراهي آنان با برنامه هاي اين مراکز را نيز بر عهده دارند.

اهميت محيط هاي کودکي

خاطرات کودکي را به خاطر بياوريم و کلاهمان را قاضي کنيم و ببينيم محيط هاي کودکي ما چقدر در شکل گيري شخصيتمان موثر بوده است. بسياري از کساني که در بزرگسالي انسان هايي متديّن، متعهد و کارآمد بوده اند در محيط هاي ديني رشد يافته اند به ويژه آن محيط هايي که دين را با چاشني شادابي به فرد آموخته اند. به عبارت دقيق تر، دين را به آنها نياموخته اند بلکه آنان را در محيطي ديني قرار داده اند و به همين دليل، فرد کاملاً تحت تاثير آموزه هاي ديني و انسان هايي روشن ضمير قرار گرفته و براي راهيابي به جامعه اي که همه گونه زيبايي و زشتي را در خود جاي داده، آماده شده اند.

کودکي که در فضايي چون مسجد رشد پيدا مي کند و تحت برنامه هاي ديني تعليم مي بيند اگر اين آموزش ها براي او تداوم پيدا کند خيلي بهتر از کسي که در چنين محيط هايي نيست، تربيت مي شود. بنابراين بايد ديد چگونه مي توان آموزش هاي مسجدي را وارد مراکز پيش دبستاني کرد والبته با چه زباني؟

کودکي هاي عاشورايي

دوستي تعريف مي کرد که در دوران کودکي با رزمندگان اسلام، زياد حشر و نشر داشته. رزمندگاني که حداقل 100 نفرشان به شهادت رسيده اند. او مي گفت: نشست و برخاست با اين آدم ها و معاشرت با ديگران براي من در آن زمان فرقي نداشت و هر دو را يکي مي ديدم. بعدها اما به دليل تداوم رفت و آمد با آدم هاي از جنس شهيدان دفاع مقدس، خاطرات آن به جنات رفته ها در ذهنم زنده شد. حالا رفتار و کردارشان را درک مي کرنم و دليل آن اعمال را مي فهمم.اين مسئله باعث شده که با تربيت ديني رشد کنم و بدانم که اينجا جمهوري اسلامي ايران است و رستگاري من در عمل به تعاليم دين مبين اسلام است.

بايد انديشيد که چگونه مي شود پيش دبستاني هاي امروز را با فرهنگ اسلامي و عاشورايي که دليل همه ي حرکت هاي انقلابي در دروان ماست آشنا کرد.

نشا نه های ظهور امام زمان(عج)

پاسخ :  
وقت ظهور آن حضرت معلوم نيست ، و حتى مطابق روايات كسانى كه وقت ظهور را تعيين كنند، دروغگو شمرده شده اند.
ولى نشانه هايى به عنوان علائم در روايات بسيار آمده كه مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است ، اين نشانه ها بسيار زيادند  كه معروفترين و جامعترين آنها اين است كه هرج و مرج در همه چيز دنيا مشهود مى گردد.
سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد  چنانكه در هر انقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن ، باعث انقلاب مى گردد، اين موضوع در ضمن يك روايت جامع بطور مشروح بيان شده و امام صادق عليه السلام آن را در 119 ماده بيان كرده است و اينك ترجمه روايت :
حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود:
1-
هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.
2-
و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته .
3-
و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4-
و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
5-
و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6-
و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7-
و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8-
و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
9-
و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10-
و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
11-
و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود.
12-
و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13-
و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
14-
و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند.
15-
و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص ، زياد شود.
16-
و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17-
و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤ منين ، به خدا پناه مى برند.

ادامه نوشته