فنون تدريس موثر
بنام خدا موضوع مقاله : فنون تدريس موثر سال 1388
گرد آورنده : صفر سميعي رومدشتي
اداره آموزش وپرورش پارس آباد
چكيده
پويايى يك نظام آموزشى منوط به شيوايى تدريس است. در فرايند تدريس معلم بايد جديدترين روشها و استراتژىهاى تدريس مجهز باشد هدف از تدريس موثر،
رسيدن به غناى آموزشى و ايجاد فضايى پويا، خلاق و سازنده براى شكوفا نمودن استعدادهاى دانش اموزان است . آموزش مداوم و به روز كردن اطلاعات مربيان مىتواند به موفقيتهاى نظام آموزشى و رسيدن به اهداف موثر باشد .
دیدگاه معلم و فلسفهای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی میگذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج میکند و به صورت انسان اندیشمندی در میآورد که مسئولیت تربیت انسانها را بر عهده دارد. بر شمردن ویژگیهای معلم کار چندان آسانی نیست. زیرا جوامع مختلف با فلسفهها و نگرشهای مختلف ، انتظارات متفاوتی از معلم دارند. ولی میتوان کم و بیش به مشترکاتی که معلمان در همه جا لازم است داشته باشند، اشاره کرد
تربیت انسانهای متفکر و خلاق روش خاص خود را می طلبد . قالبها و چهارچوبهای گذشته هرگز نمی توانند چنین بستر و موقعیتی را فراهم سازند .در بسیاری ازنظامهای آموزشی به دلیل گسترش و توسعه سریع مدارس ، و به کارگیری نیروهای اجرایی غیر متخصص عاداتی نامطلوب بر فرایند تدریس حاکم شده است ، مخصوصا آن دسته از عادتهای غلطی که جانشین همفکری ، تعامل و مشارکت فراگیران در کلاس درس شده اند و هر گونه آزادی اندیشه ، تعامل و نوآوری را از آنان گرفته اند و به جای استفاده از روشهای جدید تدریس ، بر اجرای روشهای سنتی پافشاری می کنند.
بنابراین ،یکی از ضروری ترین تحولات در نظامهای آموزشی ، تحول در نگرش و روش تدریس معلمان و مدیران اجرایی نظام آموزشی است . برای دستیابی به چنین تحولی معلمان باید دانش و بینشی صحیح از نظریه ها و راهبردهای مختلف آموزشی داشته باشند
تدريس بخشي از آموزش است و به آن قسمت از فعاليتهاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود. چهارويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :
الف – وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان
ب – فعاليت براساس اهداف معين و از پيش تعيين شده
ج – طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات
د – ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري
بیشترین تأثیر در اثر بخشی کار معلمان، مهارت در تدریس و اطلاع از دانش تدریس است و ارتباطی خاص بین دوره کارآموزی و عملکرد معلمان وجود دارد، معلم قرن بیست و یکم باید با فنون موثر جدید تدریس آشنا باشد و آنها در تدریس خود به کار گیرد.
استفاده از روش تدریس فعال و همگام با روز، روش هایی تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد عبارتند از : روش همیاری، روش تدریس فعال، روش بارش مغزی، روش ایفای نقش، روش نمایشی، روش بحث گروهی، روش حل مسئله، روش استقرایی، روش اکتشافی. معلم بايد تمامی این روش ها را بشناسد و بداند که هر یک را در چه درسی و در چه کلاسی به کار گیرد و به تعبیری تدریس او موثر و مبتنی بر استانداردهاباشد و تدریس موثر بر اساس استاندارد نوعی بهبود فرایند کار در آموزش و پرورش است.
مقدمه
درفرآیند تعلیم و تربیت دانش اموز بعنوان مرکز ، محور و قطب تمام مراحل مطرح می شود. معلم نیز در این روندبه عنوان انسانی خط و مشی گذار و هدایت کننده،مشخص است با منطقی خاص که تلاش وی به حداکثر رساندن بازده ها و یافتن راه حلی رضایتبخش است. انسانی که به مددسیاست گذاری خاص خود و با استفاده از اهرمهای تاثیرگذار به این فرآیند عمومی جهت می دهد وبالاخره به رفتار دانش آموز شکل میبخشد و باید بپذیریم که نقش ظریف و قابل توجه وی به حدی است که بدون وجود او تصمیم گیری در هیچ فرآیندی تحقق نمی یابد .
برخی تدریس را کار سهل و آسان میپندارند. اما واقعیت این است که تدریس کاری سخت و مشکل است. یک معلم علاوه بر اینکه باید سواد و معلومات لازم را برای تدریس داشته باشد، همچنین هنر طرح ریزی فرایند تدریس را نیز داشته باشد. یک تدریس موثر وابستگی شدیدی به توانائیهای مدرس دارد. که بدست آوردن این توانائیهای کار آسانی نیست. سختی تدریس کردن هنگامی آشکار میشود که ما بدانیم که یک معلم در کلاس با دانش آموزان ناهمگون روبروست و آنها مثل هم نیستند. برای همین است که یک معلم باید طوری تدریس کند که هم دانش آموزان تیز هوش و زرنگ درک کنند و هم دانش آموزان متوسط و ضعیف. علاوه بر این دانش آموزان از نظر داشتن هوش هفت گانه مثل هم نیستند. برخی از راه شنیدن و بیان کردن یاد می گیرند برخی از راه دیدن و برخی نیز نوشتن و نقاشی کردن و غیره.
همه این مسائل نشان می دهد که یک معلم در امر تدریس وظیفه بزرگ و مشکلی دارد. وظیفه ای که علاوه برداشتن معلومات کافی توانائیهای مدیریتی را نیز طلب می کند.
در حالی است که معلم برای داشتن تدریس موفق باید قبلا کلاس را برای تدریس آماده کند. آماده کردن کلاس برای تدریس بعضا کاری نشدنی است. و معلم فشار سختی را تحمل می کند. فرض کنید که معلمی زنگ آخر به کلاسی می رود که چند نفر از دانش آموزان به علت اینکه دو روز تعطیلی در پیش است غایب هستند و گروهی نیز عجله می کنند مدرسه زود تعطیل شود. همزمان قبل از ورود معلم بین چند نفر از دانش آموزان درگیری رخ داده است و این چند نفر از نظر روانی در وضعیت نابسامانی بسر می برند. در این صورت بسیار مشکل خواهد بود که معلم بخواهد شرایط را برای تدریس آماده کند.
واژگان كليدي : فنون تدريس " تدريس موثر " روش فعال " معلم قرن 21 " دانش اموز " يادگيري "
تعریف تدریس و تحلیل مفاهیم آن
اصطلاح تدریس اگر چه در متون علوم تربیتی مفهومی آشنا به نظر می رسد . برداشتهای مختلف معلمان از مفهوم تدریس میتواند در نگرش آنان نسبت به فراگیر و نحوه کارکردن با آنها تاثیر مثبت یا منفی برجای گذارد .برداشت چند گانه از مفهوم تدریس می توان دلایل مختلفی داشته باشد ، از مهمترین آنها ضعف دانش پایه ، اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از دیدگاههای مختلف تربیتی است .
تدریس فعالیتی است پیچیده که مستلزم آمادگی دقیق ، طراحی هدف ها و فعالیت هاست . این طراحی بر اساس ساعت ، روز ، هفته انجام می شود . به علاوه طراحی بلند مدت برنامه ی درسی را در طول یک دوره ، نیم سال و سال تحت پوشش قرار می دهد .
مفهوم آموزش بر خلاف پرورش یک نظام نیست بلکه آموزش فعالیتی است هدفمدار و از پیش طراحی شده که هدفش فراهم کردن فرصتها و موقعیتهایی است که امر یادگیری را در درون یک نظام پرورشی تسهیل کند و سرعت بخشد . مفهوم تدریس به آن قسمت از فعالیتهای آموزشی که با حضور معلم در کلاس درس اتفاق می افتد اطلاق می شود .تدریس بخشی از آموزش است ولی هر آموزش ممکن است تدریس نباشد . چهار ویژگی خاص در تعریف تدریس وجود دارد که عبارتند از :
الف- وجود تعامل بین معلم و فراگیر ان .
ب- فعالیت بر اساس اهداف معین و از پیش تعیین شده .
ج- طراحی منظم با توجه با موقعیت و امکانات .
د- ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری .
نتیجه این که معلم باید با توجه به مجموعه شرایط مشخص کند هدف از تدریس چیست ؟
تدریس موثر به چه معناست ؟
تدریس موثر حاصل ترکیبی از عوامل مختلف است ، از جمله پیشینه ی معلم و روش های تعاملش با دیگران ، و نیز به روش های خاص تدریسش .برای این که بفهمیم چه چیزی یک معلم را موثر می سازد باید بفهمیم واژه ی موثر به چه معناست . تعریف این اصطلاح در حرفه ی تدریس از معانی ضمنی و لایه های چند گانه برخوردار است .نتایج تحقیقاتی را می توان در سه جمله ی فراگیر زیر که برای توصیف معلم موثر به کار رفته اند ، خلاصه کرد :
- پیچیدگی را تشخیص دهد. - به روشنی ارتباط برقرار کند. - با وجدان خدمت می کند.
عوامل موثربراي يك تدريس خوب وموثر
1الف ) معلم و دانش آموز ب ) روشهای برتر تدریس
ج ) امکانات آموزشی د ) برنامه ریزان آموزشی
در دنیای امروز ، سرعت تحول و تغییر به حدی است که نه می توان به تمام دانش موجود دست یافت و نه می توان هر شخصی را با هر خصوصیتی به کار تدریس و معلمی وا داشت .
با پیشرفت علوم و تکنولوژی و پیچیده شدن جوامع ، نیازهای فردی و اجتماعی نیز پیچیده می شود به این جهت وظیفه و مسئولیت معلم نسبت به گذشته بسیار سنگینتر وپیچیده تر شده است و دیگر نمی توان با روشهای سنتی جامعه و افراد آن را به سوی یک تحول پیشرفته سوق داد .
اولین گام برای موفقیت در کار معلمی ، ایمان به رسالت معلم و عشق ورزیدن به شاگردان است . معلم اگر به انسانهائی که ماهها و سالها با آنها سروکار دارد علاقمند نبوده و نتواند ارتباط سالم برقرار کند چگونه ممکن است بر آنان تاثیر مثبت بگذارد و باعث تغییر و تحول آنان شود ؟!
معلم باید از ویژگیهای شخصیتی مطلوبی نیز برخورد از باشد ، زیرا شخصیت او و علاقه و ایمان از عوامل بسیار مهم و موثر در فرایند آموزش است. علاوه بر برخورداری از شخصیت متعادل ، آگاهی و شناخت از اصول و روشهای تعلیم و تربیت عامل مهم دیگری است که میتواند معلم را در کار خود موفق سازد . معلم اگر با مبانی و اصول و هدفهای آموزش و پرورش ، ویژگیهای شاگردان و نیاز آنان ، روشها و فنون تدریس و سایر مهارتهای آموزشی آشنائی نداشته باشد ،هرگز قادر نخواهد بود زمینه شکوفایی استعدادهای شاگردانش را فراهم سازد . در این مجموعه سعی شده بصورت خلاصه ، اهداف آموزشی و پرورشی ،روشهای تدریس ، مهارت یا فنون آموزشی در سه بخش مهارتهای پیش از تدریس ،مهارتهای ضمن درس و مهارتهای پس از درس ، چگونگی تهیه طرح درس توضیح داده شود .
ویژگیهای شخصیتی معلم و نقش موثر آن در تدریس
اساسیترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدفهای آموزشی ، معلم است. اوست که میتواند حتی نقص کتابهای درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاههای علمی معلم نیست که موثر واقع میشود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر میگذارد.
معلم شاگرد نگر
این گروه از معلمان ، شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار میدهند. آنان را محور اصلی فعالیتهای آموزشی میدانند. آنان فعالیت و رشد همه جانبه شاگردان را در نظر میگیرند و مواد درسی و انتقال دانش را برای پرورش آنها به کار میبرند. این گروه به طور کلی ، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. البته نباید تصور کرد که معلمان دیگر هیچ توجهی به شاگردان ندارند.
بلکه میتوان گفت که این دسته از معلمان بیشتر از دیگران ، شاگردان را در نظر میگیرند و رفتارشان نسبت به شاگردان به گونهای است که توجه هر مشاهده کنندهای را در نخستین برخورد به خود جلب میکنند. گروه شاگرد نگر را میتوان به دو دسته کوچکتر در شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی تقسیم کرد.
شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی
شاگرد نگر فردی به ویژگیهای فردی شاگردان ، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردیاش رفتار میکند.در حالیکه شاگرد نگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنها توجه دارد. این گروه از معلمان با استفاده از روانشناسی پرورشی و روانشناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همه شاگردان تلاش میکنند. رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمیتر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و در خواستهای شاگردان توجه ندارند.
معلمان درس نگر
معلمان درس نگر بیشتر به درس اهمیت میدهند تا پرورش شاگرد. تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شد، درس را به شاگرد انتقال دهند. گروه درسنگر ، به شاگردان و تفاوتهای فردی آنها توجه ندارند، یا آن را چندان مهم تلقی نمیکنند. به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را بطور کامل یاد بگیرند و به معلم پس دهند.
به اعتقاد افراد این گروه ، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده میسازند و به همین دلیل ، کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد. گروه درس نگر را نیز میتوان به دو گروه کوچکتر درس نگر علمی و درس نگر فلسفی تقسیم کرد.
درس نگر علمی
گروه درس نگر علمی بیشتر به رشتههای علمی علاقهمند هستند و میکوشند تا از این نظر دانش خود را رور بروز گسترش دهند.
چنین تاثیری معمولا تعلیمی است نه تربیتی ، ولی بطور غیر مستقیم شاهد تاثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقه این گروه از معلمان بیشتر به رشتههای علمی و مواد درسی است تا شاگردان ، دلبستگی آنها به علم باعث میشود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند.
درس نگر فلسفی
گروه درس نگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی میپردازند، کلاسشان گیرا میباشد. شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند. این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع میشوند.
چنین معلمانی به فردیت شاگردان توجه نمیکنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان جذب آنها میشوند. و گاه تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا میکنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان نمیدهند.
تاثیر شخصیت علمی معلم بر فرایند تدریس
معلم هر اندازه دارای رفتار انسانی مطلوبی باشد، ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان تلقی شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصیت متعادل همراه با تسلط علمی معلم ، او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار میسازد. معلمی از نظر علمی قوی است که به روشهای ارائه محتوا و چگونگی برقراری ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد.
روش تدریس باید متناسب با اصول و پرورش و خصوصیات شاگردان انتخاب شود. زیرا وظیفه اصلی معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نیست، بلکه مهمترین وظیفه او همکاری و راهنمایی یکایک شاگردان برای رسیدن به هدفهای مطلوب تعلیم و تربیت است.
کاربردها
تسلط بر محتوای درس ، از ویژگیهای معلم است، با وجود اینکه دامنه علوم حتی در یک رشته خاص بسیار وسیع و گسترده شده است و کمتر کسی میتواند به همه آنها دست یابد، لازم است که معلم حداقل بر مطالبی که تدریس میکند، مسلط باشد. آموزش و پرورش هر جامعه با توجه به تاریخ و فرهنگ آن جامعه شکل خاصی به خود میگیرد.
معلم آگاه و مسلط باید با تاکید بر آن فرهنگ خاص و با توجه به شرایط تاریخی جامعه کوشش کند تا شاگردان را به ارزشهای والای جامعه پیشرفته و انسانی آشنا کند.
معلم علاوه بر داشتن محتوای غنی علمی ، باید از فنون و مهارتهای آموزشی آگاه باشد. او باید هدفهای آموزش و پرورش را بشناسد و با این شناخت به فعالیتهای آموزش خود جهت بدهد.
معلم ، باید علاوه برداشتن محتوای غنی علمی و آشنایی با روشهای تدریس ، با برنامهریزی طراحی آموزشی آشنا باشد.
معلم باید در زندگی اجتماعی نیز راهنمای شاگردان باشد. راهنمایی معلمان سبب میشود که زندگی واقعی در نظر شاگردان معنی پیدا کند.
معلم چه شاگرد نگر باشد چه درس نگر ، ممکن است در رفتار خود با شاگردان رفاقتطلب یا اقتدارطلب باشد. اما در حالت کلی باید میانهروی را نیز مدنظر داشته باشد تا دچار مشکل نشود.
ارتباط با سایر علوم
عوامل موثر بر تدریس و از جمله عامل شخصیت رفتاری و علمی معلم از مباحث بسیار مهم در علوم تربیتی و روانشناسی ، مهارتهای آموزشی ، فنون تدریس و حتی علوم اجتماعی و... میباشد.
الگوهاي تدريس ودانش اموزوفضا وامكانات براي يك تدريس موثر
تدريس بخشي از آموزش است و به آن قسمت از فعاليتهاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود. چهارويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :
الف – وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان
ب – فعاليت براساس اهداف معين و از پيش تعيين شده
ج – طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات
د – ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري
بنابراين به فعاليتهاي پراكنده ويك جانبه معلم كه ممكن است تغييري هم در دانش آموزان ايجادكند،تدريس گفته نمي شود.(شعباني،1382)طي سالهاي متمادي رويكردهای متفاوتي در تدريس ارائه شده اند . هر رويكرد را مي توان به وسيله مباني نظري ، آثارآموزشي ، ساختار و محيط يادگيري آن تجزيه و تحليل و شناسايي كرد . صاحبنظران هر رويكرد را شامل چندين الگوي تدريس مي دانند .الگو مفهومي وسيعتر از راهبرد و روش دارد . الگوي تدريس رويكردي وسيع و كلي به آموزش است . درحالي كه راهبردها و روشهاي تدريس جنبه هاي خاصي را براي آموزش در بردارند . همچنين الگوهاي تدريس ويژگيهاي ديگري دارند كه راهبرد و روشها فاقد آنها هستند اين ويژگيها عبارتند از داشتن مباني نظري ، داشتن ديدگاه و جهت گيري درباره آنچه دانش آموزان بايد ياد بگيرند ، چگونگي يادگيري و توصيه هايي درباره رفتار معلم به هنگام تدريس وساختاركلاس به منظور ايجاد انواع يادگيري .بنا به تعريفي كه جويس ، ويل و شاورز به نقل از بهرنگي(1371) ارائه مي دهند الگوي تدريس طرح يا نقشه اي است كه مي توانيم براي تدوين تدريس رودررو در كلاس هاي درس يا در حالت آموزش فردي بكار بريم.در يك تقسيم بندي كلي الگوهاي تدريس رابه دو دسته الگوي مكانيستيك والگوي ارگانيستيك تقسيم كرده اند . الگوي مكانيستيك يك الگوي بسيار قديمي است . در اين الگو معلم مركز و نقطه اتكاء شاگردان است و هميشه به عنوان دريايي از معلومات در برابر آنان ظاهر مي شود . به همين دليل عده اي اين الگو را «الگوي معلم مداري» ناميده اند . از ويژگيهاي بارز يادگيري در اين الگو ، اين است كه شاگردان مطالب را مي آموزند و زود هم فراموش مي كنند ، زيرا براي آنها و معلمشان هدفي جز گذراندن امتحان هدف ديگري وجود ندارد . در الگوي ارگانيستيك ، توجه به شاگردان و تواناييهاي او از اهميت خاصي برخوردار است . مطابق اين الگو ، آدمي به عنوان يك موجود زنده اي در نظر گرفته مي شود كه ذاتا فعال است به همين دليل عده اي اين الگو را «الگوي شاگرد مداري» ناميده اند .زيرا در اين الگو معلم هميشه به علل و چگونگي رفتار شاگردان توجه دارد . و هيچ گاه رفتار آنان را ناديده نمي گيرد و برنامه را درجهت فهم و درك آنان سوق ميدهد .
تدريس تعاملي روشي است كه فراتر از كمك به دانش آْموزان به كسب محتواي علمي و مهارتها مي انديشد.در اين رويكرد علاوه بر توجه به كسب اطلاعات ومهارتها،به فرايند تفكر واهداف اجتماعي آموزش تاكيد فراوان شده است.تدريس تعاملي درمقابل تدريس نظارت وتحديد،اقتدار وتسلط يعني آنچه عموما در مدارس يافت مي شوند وهدف اصلي آنها توسعه مهارتهاي نقش محور است،قرار دارد.(مك دونالد وديگران،به نقل از شعباني،1382)رويكرد تدريس تعاملي فعاليتي منظم وسنجيده در باره موضوع يا مساله اي خاص است.كه دانش آموزان در تعامل بايكديگر درقالب گروههاي چند نفره درباره آن موضوع يا مساله به مطالعه،انديشه،بحث واظهارنظر ميپردازند.دراين روشها برخلاف روشهاي معمول دانش آموزان فعالانه در فرايند آموزش شركت مي كنند ومسئوليت يادگيري خود ودوستانشان را برعهده مي گيرند. تدريس تعاملي روشی است كه به آن روش فعال تدريس نيزگفته می شود.در اين روش موقعيتي فراهم مي شود كه در آن دانش آموزان يكديگر را به عنوان گروه همكار تجربه مي كنند و در فرايند تجربه ياد مي گيرند كه چگونه خود و ديگران را تاييد يا رد كنند و به انديشه هاي يكديگر احترام بگذارند و دوستي هاي خود را فارغ از قوم ، نژاد ، جنس و ديگر تقسيمات گروهي گسترش دهند. رويكرد تعاملي كه امروزه برآن تاكيد ويژه مي شود،درجامعه شناسي تعليم وتربيت به منش هاي متقابل ميان گروه هاي همسالان،معلم و دانش آموز،معلم و مدير،پيشرفت هاي تحصيلي دانش آموزان ،پرورش تفكر انتقادي وتحمل انديشه هاي مخالف ، ارزش هاي معلمان و دانش آموزان مي پردازد.(بالنتاين،به نقل از علاقه بند،1375)
يادگيري تعاملي دانش آموزان را برمي انگيزد،به صورت هميار باهم كار كنند تا به هدف مشتركي دست يابند.دانش آموزان در تلاش براي يادگيري بايد همراه هم،مانند يك تيم مستقل عمل كنند وشعارشان اين باشد كه:"همه براي يكي،يكي براي همه".كلاس هاي درس تعاملي،اساس "كلاس من"را به "كلاس ما" تبديل مي كنند ويادگيري از طريق همياري براي دانش آموزان فرصتي ايجاد مي كند تا با يكديگر در قالب كروه هاي كوچك،وگروه هايي متشكل از افراد با توانايي هاي متفاوت كار كنند.نقش معلم از اشاعه دهنده وانتقال دهنده اطلاعات به تسهيل كننده رونديادگيري تغيير مي يابد.مسئوليت يادگيري از دوش معلم برداشته وبه دانش آموز محول مي شود.افزون براين،دانش آموزان با كار در گروه هاي هميار،بيش از پيش با روند يادگيري درمي آميزند.آنان نه فقط مسئولندمحتوا ومهارت ارائه شده را يادبگيرند،بلكه در برابر يادگيري اعضاي گروه خودهم مسئوليت دارند.(آقازاده،1384)
الگوي تدريس تعاملي در فرايند آموزش بر اساس محتوا ، هدف و امكانات ممكن است به روشهاي مختلفي اجرا شود.از رايج ترين روشهاي تدريس الگوي تعاملي مي توان به يادگيري از طريق همياري يا يادگيري مشاركتي ، بحث گروهي ، پرسش و پاسخ ، ايفاي نقش ،بديعه پردازي ، بارش مغزي يا طوفان ذهني وسفر دروني اشاره نمود.
مباني نظري روش فعال تدريس:
متخصصان و نظريه پردازان متعددي از تدريس تعاملي حمايت كرده اند . با حركت فكري كه توسط ژان ژاك روسو شروع شد و به انقلاب كپرنيكي تعليم وتربيت ناميده شد،كودك به صورت هسته مركزي فعاليتهاي تربيتي درآمدومتفكراني چون هال وديوئي رشد ذهني آدمي را قبل از هرچيز زاييده فشار دروني دانسته و انسان را ذاتا موجودي فعال دانستند كه در جريان امور دخالت مي كند تا دوام عمل خويش را تضمين كند.(شكوهي،1373) جان ديويي مي گويد كلاس درس بايد آيينه جامع ، وسيع و آزمايشگاهي براي يادگيري زندگي واقعي باشد . وهسته اصلي جريان تدريس بايد ترتيب شرايط ومحيطي باشد كه دانش آموز بتواند در آن به تعامل بپردازد. (به نقل از جويس،1371)ژان پياژه نيز معتقد بود كه تصورات واعمال منطقي ذهن وبطور كلي هوش آدمي زاييده اعمالي است كه شخصا انجام مي دهد.(شاتو،1372)همچنين معتقد بود كه اگر دانش آموز براي رسيدن به حقيقتي سه روز وقت صرف كند تا آن را شخصا كشف كند بصرفه تر از آن است كه همان حقيقت را دريك ربع ساعت برايش توضيح دهيم.(شكوهي،1363) ادوارد كلاپارد نيز بر اساس "نظريه تعليم وتربيت تبعي" خويش مي گويد كودك بايد به عنوان هسته مركزي برنامه ها وروشهاي آموزشي در نظر گرفته شودوتربيت خود به عنوان انطباق تدريجي فرايندهاي ذهني با اعمالي كه زائيده خواسته هاي معيني هستند ملحوظ گردد.(شاتو،1372) روانشناسان شناختي در فرايند يادگيري به دانش آموزان چون پردازش كنندگان اطلاعات مي نگرند. كساني كه تجربه مي كنند ، براي حل مسائل به جستجوي اطلاعات مي پردازند و در ساختار ذهن خود آنچه را براي حل مسائل جديد مفيد تشخيص مي دهند ، به كار مي برند ."ساخت گرايان" نيز به نوعي از اين نگرش حمايت مي كنند . به اعتقاد آنها يادگيري هميشه يك فرايند فعال ادراك حاصل از تجربه است و اين فرايند بسيار تحت تاثير معرفت قبلي قرار دارد . در نتيجه در هر موقعيت تدريس- يادگيري سطح اشتراك معلم و دانش آموزان تعيين كننده ميزان و كيفيت يادگيري است .(شعباني،1382)
هولفيش واسميت به نقل از شريعتمداري(1371) ازكساني هستند كه بر نقش آموزش دربالا بردن ظرفيت افراد وهمچنين توانايي تجزيه وتحليل اطلاعات،افكار،عقايدوارزشهاي آنها تاكيد دارند.آنها شناخت راتنها محصول تعامل محيط وحواس نمي دانند،بلكه آن را نتيجه تجربه وتعامل مي دانند. به اعتقاد "آيزنر"، تنها هدف تعليم و تربيت بايدتقويت مباحثه ومناظره در كلاس باشد . معلمان بايد بيشترين فرصت را براي تحقق چنين اهدافي در اختيار دانش آموزان قرار دهند مدارس بايد تفكر دانش آموزان را در زمينه آنچه مي بينند ، مي شنوند و مي خوانند پرورش دهند . در تدريس تعاملي يا فعال ، يادگيري امري شخصي دروني و در بيشتر موارد اختياري و آگاهانه است كه خود يادگيرنده ، بدون كمك يا با كمك ياددهنده ، آن را انجام مي دهد.امروزه تحقيقات در زمينه فرآيند يادگيري عمقي و دروني شده ، اين حقيقت را تاييدمي كند كه يادگيري در فراگيران نتيجه درگيري واقعي بين يادگيرنده و تجربه مورد مطالعه است . به عبارت ديگر ، يادگيرنده بايد همان گونه كه تجربه يادگيرنده را تغيير مي دهد بر تجربه اثر بگذارد و آن را تغيير دهد .
پياژه در زمينه ماهيت يادگيري در كودك معتقد است كه با نگاه كردن به يك شی نمي توان درباره آن چيزي آموخت ، مگر آنكه يادگيرنده به صورت فعالانه با آن شی دست ورزي كند وبر آن فعل و انفعالات مداومي انجام دهد . پياژه يادگيري در انسان را نتيجه تعامل دو فرايند درون سازي و برون سازي مي داند كه سبب پديد آمدن ساختهاي جديد شناختي مي گردد . (كريمي،1373)
در ابتداي اين قرن جان ديوئي معلمان را تشويق كرد كه براي بررسي وحل مسئله دانش آموزان را به گروه هايي تقسيم كنند.در دهه 1960 ميلادي مورتون دوچ كه مثل ديوئي ادانشكده تربيت معلم در دانشگاه كلمبيا بود،نيز كار خود را باتحقيق وترويج مدل هاي همياري در يادگيري شروع كرد.پژوهش در مورد همياري در يادگيري در دهه 1970 ميلادي نيز ادامه داشت.ودر دهه 1980 تهيه مدلهايي كه بهترين آموخته ها را از پژوهش عملي كند،مورد توجه بسياري از استادان دانشگاه واقع شد.راجر وديويد جانسون در دانشگاه مينه سوتا،رابرت سالوين در دانشگاه جان هاپكينز در بالتيمور مري لند،نيل داويدسون در دانشگاه مري لند و اسپنسركاگان كه پيش تر در دانشگاه كاليفرنيا در ريورسايد بود واكنون مدير منابع براي معلمان در سان جوان كپيستراتو كاليفرنياست،نامدارترين چهره هاي اين گروه اند.افراد بسيار ديگري نيز در به وجود آوردن مجموعه روبه رشد تحقيقات وتجارب عملي يادگيري از طريق همياري سهيم اند،ازجمله مي توان از نانسي وتئودورگريو،اليوت آندرسون،نانسي شندويند،اسكلومو وييل شاران و پاتريشاروي نام برد.(اليس و والن،1379)
تحقيقات زيادي وجود دارند كه اثربخشي الگوي تعاملي را در بهبود روابط ميان گروهي،سيالي كلام ،سيال سازي ذهن وعزت نفس،تفكر سطح بالا،نگرش وانگيزش نشان مي دهند.(اسلاوين،مك كيچي وكوليك به نقل از شعباني،1382)
بنابراين ، مي توان چنين نتيجه گرفت كه كودك تنها زماني چيزي رابه طور دروني شده و عميق ياد مي گيرد كه به طور خود آگاه و فعالانه در آن به فعاليت ذهني و عيني بپردازد و خود از آن كوششها نتيجه گيري كند.
ضرورت روش هاي فعال تدريس:
بنابراين براساس مباني نظري مذكور مي توان گفت تدريس تعاملي يا فعال،تدريسي است كه در آن رخدادهاي آموزشي به صورت تعاملهاي علمي،عاطفي واجتماعي اتفاق مي افتد.درتدريس فعال وتعاملي علاوه برتوجه به كسب اطلاعات ومهارتها،به فرايند تفكر واهداف اجتماعي آموزش تاكيد فراوان شده است.نظريه پردازان تدريس تعاملي براين باورند كه كه مهارتهاي مهم زندگي از طريق تجارب تعاملي تقويت مي شود.دراين بخش از مقاله به برخي از ويژگي هاي روشهاي تدريس فعال كه ضرورت استفاده از اين روشها را نمايان مي سازند اشاره مي گردد:
1- در روشهاي فعال تدريس يادگيري عبارت است از تغييرات تجربه بر اثر رفتار يادگيرنده و كسب ساخت جديدي از عمليات ذهني . در اين روشهايادگيري تابع تحول ذهني كودك است.و تحول رواني توضيح دهنده يادگيري است .(كريمی،1373)
2- يادگيري در روشهاي فعال تدريس بر پايه اكتشاف و استقرار است . ولذا در اين روشها چگونه يادگرفتن مهم تر از چه چيز يادگرفتن است .در روشهاي تعاملي دانش آموزان روش يادگرفتن را نيز ياد مي گيرند.
3- ماهيت يادگيري، تعاملي است خلاق كه بدون وقفه بين دانش آموز وموقعيت آموزشي در جريان است .همان طور كه پياژه نشان داد،بيش تر آموخته هاي مهم ما حاصل تعامل باديگران است. درروشهاي فعال تدريس آنچه دانش آموزان انجام مي دهد ، سبب يادگيري مي شود. يادگيــرنده بر اثر تاثـير خود بر محيــط وواكنش فعال در برابر عمل محيط به پيـشرفت دست مي يابد .
4- معلمان فعاليتهاي يادگيري از طريق تعاملي را به گونه اي سازمان مي دهند كه دانش آموزان حقيقتا به يكديگر وابسته باشندوهيچ يك از اعضاء گروه نمي تواند موفق شود مگر اين كه تمام اعضاءموفق شوند. شعار كلاس تعاملي وهمياري اين است: يا همه نجات مي يابيم يا همه غرق مي شويم.(اليس و والن،1379)لذا در اين روشها جنبه هاي منفي رقابت دانش آموزان از بين مي رود.
5- يادگيري واقعي در اين روشها عبارت است از فرايند تغيير دادن ادراكات جديد براي همخوان كردن آنها با ساختهاي شناختي فعلي از يك سو و تغيير دادن ساختهاي شناختي براي همخوان كردن آن با ادراكات جديد .
6- يادگيرنده منبع اصلي تحول خويشتن است .يادگيري فعاليتي است كه از فراگيرنده سر مي زند و دايما در حال تحول است . ولذا يادگيرنده هم تجربه را تغيير مي دهد و هم خود را براساس تجربه تغيير مي دهد .
7- فرايند يادگيري در زمان انجام دادن فعاليت دانش آموزان فرايندي خودگردان ، خودفرمان ، خودنظم جو و خودرهبر است.
8- در روشهاي فعال تدريس يادگيري از ثبات وپايداري بيشتري برخوردار است. دانش آموزان اغلب در سطوح بالاترحيطه شناختي درگير مي شوند.و اكتسابات يادگيرنده در عمق حيطه هاي عاطفي و رفتاري نيز رسوخ مي كند .ديويد جانسون(1989) معتقد است: وقتي آنچه را فرامي گيريد براي ديگري توضيح دهيد يادگيري شما بسيار بيشتر از زماني است كه يادگيري فقط از طريق گوش كردن يا خواندن چيزي به تنهايي انجام مي شود.
9- در تدريس تعاملي بيشتر بر انتخاب آزاد معيارهاوارزشها براي رسيدن به حقايق علمي-اجتماعي براساس فعاليتي مردم سالارانه تاكيد مي شود.لذا سه اصل آزادي،مسئوليت وانتخاب نقش اساسي در اين روشها بازي مي كنند.(شعبانی،1382)
10- در تدريس فعال وتعاملي هدف كسب حقايق علمي از طريق تحقيق،تفكر،مباحثه واستدلال منطقي،اصلاح وتقويت درك وفهم مهارتهاي تفكر است.روشهاي تعاملي فرصت مناسبي براي يادگيرنده ها ايجاد مي كنند،تا بتوانند بر تجربه هاي خود،بازتاب داشته باشند ودرنتيجه،قادر شوند تا تضادهاي بين فهم ودرك هاي موجود خود را با تجربه هاي جديد،حل كنند وفهم و درك هاي بديل را در نظر بگيرند.(لانيال لاكروكس،1383)
11- روشهاي تدريس فعال به اصلاح وتقويت مهارتهاي همكاري واحترام به انديشه هاي ديگران،پرورش تفكر انتقادي وتحمل انديشه هاي مخالف منتهي مي گردد.وقتي دانش آموزان با ويژگي هاي مختلف در يك گروه كاري براي يك هدف مشترك كار ميكنند،آنها نسبت به يكديگر علاقه واحترام پيدا مي كنند.يادگيري از طريق همياري از سويي باعث افزايش پذيرش اجتماعي افراد مي شود وازسوي ديگر روابط دوستانه بين دانش آموزان را افزايش مي دهد.(رابرت سالوين،1990)
12- يادگيري از طريق روش فعال در پرورش اعتماد به نفس دانش آموزان بسيار موثر است. دانش آموزان موفقيت ها وحمايت را در گروه تجربه مي كنندوزماني كه دانش آموزان ديگر از آنها سئوال مي پرسند وبه مشاركت آنها احتياج دارند خود را با ارزش احساس مي كنند.
13-همكوشي بوجود آمده در منظومه هاي مبتني بر تشريك مساعي وتعامل بيش از محيط هاي مبتني بر رقابت وفردگرايي ايجاد انگيزش مي كند.دانش آموزان در اين روشها به منظور رضايت دروني فعال شده وكمتر به مشوق هاي معلمان وابسته مي شوند.
14- مهارتهاي مهم زندگي نظير صحبت كردن،گوش دادن،استدلال،وحل مساله از طريق تجارب تعاملي تقويت مي شود. اگر ما براي مهارتهاي اجتماعي لازم،براي يادگيري وكار موثر ومفيد با ديگران ارزش قائل هستيم،بايداز طريق روشهاي تعاملي اين مهارتهاي اجتماعي را آموزش دهيم وانگيزه استفاده از اين مهارتها را ايجاد كنيم.
15- حاصل مطالعات پژوهشي بسياري نشانگر اين امر است كه يادگيري از طريق همياري نسبت به يادگيري انفرادي ويا رقابتي در افزايش موفقيت هاي تحصيلي كودكان به همراه رشد ادراك آنها موثرتر بوده است.(ديويد جانسون،1989)درمقايسه با روش تدريس مستقيم،روش فراگيري از راه همياري كمك موثري در بالا بردن درصد موفقيت دانش آموز وبخصوص بالابردن نمرات امتحان دارد.(كامياب،1374)
16- از نظر دانش آموزان معلمي كه از شيوه هاي يادگيري از طريق همياري در آموزش استفاده مي كند منصف تر از معلمي است كه از اين شيوه ها استفاده نمي كند. واين معلم را بيش تر دوست دارند.همچنين وقتي معلم از گروه هاي هميار استفاده مي كند مدرسه را بيش تر دوست دارند.(ديويد جانسون،1988)
17-استفاده اسلوب مند ومكرر از روش گروه هاي كوچك تاثير مثبت عميق بر فضاي كلاس دارد،كلاس تبديل به جامعه اي از يادگيرندگان مي شود كه به صورت فعال باهم كار مي كنند تا دانش،صلاحيت ولذت افراد را بالا ببرند.(نيل ديويدسون،1990)
علاوه براين ويژگيها به دهها مورد ديگر نيزمي توان اشاره نمود.كه به منظور جلوگيري از اطاله كلام از ذكر آنها اجتناب مي گردد.روشهاي تدريس فعال وتعاملي بر رشد آگاهي هاي مربوط به فرايند مردم سالاري و برخي مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر و تحليل ارزشها تاكيد دارند . تا امكان مشاركت در رفتارهاي مردم سالارانه رافراهم كنند. در اين روشها سه وجه پويا و فعال كاوش ، وحدت بخشيدن و تعالي در مركز ثقل فعاليتها قرار دارند . و از تعامل اين سه وجه دانش آموزان در يك فرايند فعال فكري به دانش و معرفت همراه با تعالي و ارزش مي رسند. در چنين الگويي، يادگيري يك فرايند تعاملي بين دانش آموزان و محيط با غوطه ور شدن در تضادها و مسائل معما گونه است كلاس درس معمولا منعكس كننده كثرت گرايي ، و بررسي آزادانه مسائل و مناظره و مباحثه درباره تضادهاي گوناگون موجود است .
پيش بايست هاي روش تدريس فعال :
در روشهاي تدريس فعال دانش آموزان هرگز به صورت انفعالي كسب دانش نمي كنند،بلكه از طريق تعامل با محيط وتجربه دست به خلق چيزهايي مي زنند كه پياژه آنها را ساخت ذهني مي نامد.لذا محيط آموزشي بايد طوري در نظر گرفته شود كه موجب تسهيل اين تعامل گردد.محيط آموزشي بايد فرصتهايي را براي دانش آموزان به منظور كشف راههاي كنش متقابل فراهم كند،تا آنها بتوانند دست به تجربه بزنند وتهعدات خود را بيازمايند.بنابر اين براي اجراي موثر روشهاي فعال و تعاملي ايجاد تغييرات اساسي دربينش ونگرش معلمان،مديران،دانش آموزان ،اولياي دانش آموزان،محتواي كتابهاي درسي و محيط آموزشي لازم وضروري مي باشد،كه به برخي از اين تغييرات اشاره مي گردد:
1- فضاي كلاس در ايجاد جو تعامل بسيار موثر است . فضاي كلاس بايد به گونه اي طراحي شود كه موجب تسهيل تعامل گردد . در كلاسهايي كه معمولا صندلي ها يا نيمكتها در يك صف مستقيم و پشت سر هم قرار دارند .و دانش آموزان قادر به ديدن همكلاسيهاي خود نيستند ، ايجاد فضاي تعامل بسيار مشكل و گاهي غيرممكن است . تقسيم كلاس به گروههاي كوچك فرصت بيشتري را براي تبادل افكار در ميان دانش آموزان فراهم مي كند. آرايش دايره ای يا ميزگرد،نعلي شكل وتماس چهره به چهره چندين نمونه از آرايش كلاس درسي است كه تعامل را امكان پذير مي سازد.
2- علاوه بر ساختار فيزيكي كلاسي ، جو عاطفي كلاس نيز در تعامل بسيار موثر است . بحث و تبادل انديشه و افكار زماني ميسر است كه كلاس درس به محيطي پذيرا و اطمينان بخش تبديل شود . يعني جايي كه هم معلمان و هم دانش آموزان احساس اعتماد و امنيت كنند . احترام به ا نديشه هاي دانش آموزان در ايجاد جو امنيت بسيار موثر است ، به همين دليل انديشه ها و عقايد آنان نبايد مورد تمسخر قرار گيرد و يا طرد شود .(شعبانی،1382)
3- در الگوي تعاملي معلم بايد تسهيل كننده فرايند يادگيري و مدير يادگيري باشد . در اين الگو معلم انساني مسئول و فعال است كه سازماندهي محيط آموزشي را برعهده دارد ، نظر خود را بر دانش آموزان تحميل نمي كند و موجب گسترش فرهنگ كثرت باوري مي شود . او مي تواند به خوبي ارتباط برقرار كند و نيز به دانش آموزانش اجازه دهد تا عقايد خود را بيان كرده و از آنها دفاع نمايند . تغيير ذهنيت فلسفي معلم يكي از پيش بايست هاي اساسي اجراي اين روشها مي باشد.لذا معلمان بايد ازآموزشهاي لازم درخصوص چگونگي اجراي اين روشها برخوردار باشند.
4- معلم بايد ريسك و خطرپذيري داشته باشد . ترس از شكست نداشته و از خطر پرهيز نكند .به قول «جك وي ماتسن» لاك پشت تنها وقتي پيش مي رود كه سرش را از لاك بيرون بياورد. شكست بخش ضروري و ثمر بخش از فرايند نوآوري است . معلم بايد به تلاش و كوشش دانش آموزان اميدوار باشد. آيزنهاور معتقد است كه هيچ نوميدي تا به حال جنگي را نبرده است. لذا معلم بايد با دلسوزي و تحمل مشكلات ، دشواريهاي بكارگيري اين الگو در كلاسهاي درس خود را از بين ببرد و راه را براي گسترش روشهاي تعاملي و فعال تدريس هموار نمايد .(حائری زاده،1380)
5- در روشهاي تعاملي منابع آموزشي نبايد به معلم و كتاب درسي و فعاليتهاي كلاس درس محدود شود . هر منبع يا موقعيتي كه بتواند تفكر ، استدلال و قضاوت دانش آموزان را تحريك و تقويت كند ، مي تواند مورد استفاده قرار گيرد .
6- محتواي برنامه درسي بايد طوري انتخاب شود كه امكان وفرصت استدلال،استنتاج وساير فعاليتهاي ذهني سطح بالا وتعامل بايكديگر وايجاد بحث گروهي دربين دانش آموزان را فراهم نمايد.لذا بايد از تراكم مطالب در محتواي آموزشي اجتناب نموده و بر چالش برانگيز بودن محتوا تاكيد شود.بنابراين لازم است بخشي از محتوا به فعاليتهاي پژوهشي اختصاص يابد.
7- كثرت دانش آموزان در كلاسهاي درس و محدوديت زمان آموزش از جمله محدوديتهاي اجرايي الگوي تعاملي مي باشد. براي گسترش اين الگو بايد مسئولين و دست اندركاران نظام آموزشي وبرنامه ريزي درسي تعديل هايي در اين زمينه ها ايجاد نمايند .
8- حمايت مسئولين،دست اندركاران ومديران آموزشي از اجراي روشهاي فعال وتعاملي ازعوامل موثر بر موفقيت اين روشها مي باشد.در برخي از موارد مشاهده مي شود ،مديري كه با اين روشها آشنايي ندارد، به لحاظ به هم خوردن نظم و حالت ظاهري كلاس با اين روشها مخالفت مي نمايد.لذا آشنايي مديران ومسئولين ادارات ومدارس از پيش بايست هاي اساسي اين روشها مي باشد.
9- همسويي اولياء دانش آموزان با معلم در اجراي اين روشها، به خصوص در دوره ابتدايي از اهميت والايي برخوردار است.لذا شايسته است مديران مدارس با طرح اهداف وچگونگي اجراي اين روشها در كلاسهاي آموزش خانواده به توجيه اوليا بپردازند.تا ازاين طريق از مقاومت اولياء در مقابل اين روشها كاسته شود.
10-تاكيد افراطي بر امتحانات وارزشيابي هاي تراكمي ونتيجه مدار،كم توجهي به ارزشيابي هاي تكويني وفرايندي ،ارائه بازخوردهاي ناكافي وناقص در مورد يادگيري فراگيران،فقر دانش تخصصي در زمينه ي ارزشيابي علمي وعدم همسويي آئين نامه امتحانات با روشهاي تعاملي و فعال تدريس از جمله موانع ومشكلاتي است كه مي تواند بكارگيري روشهاي فعال تدريس را تحت شعاع قرار دهد.لذا شايسته است نظام ارزشيابي آموزشي وامتحانات كشور با بكارگيري روشهاي ارزشيابي منطبق با روشهاي تعاملي زمينه استفاده از اين روشها در فرايند آموزش وتدريس را فراهم نمايند.
چشم انداز
آشنایی با ویژگیهای شخصیتی معلمان ، برای کلیه دستاندرکاران تعلیم و تربیت و دانشجویان که میخواهند در آینده به شغل شریف معلمی اشتغال ورزند، بسیار مفید خواهد بود. زیرا باعث میشود که آنان در درجه اول ، خود را از دریچه چشم دیگران ببینند و ارزیابی کنند و پس از شناسایی خود بکوشند تا خود را اصلاح کنند و هر روز گامی به جلو بروند و از این واقعیت غافل نباشند که شخصیت معلم همانند شخصیت شاگردان به مرور زمان کامل خواهد شد
نتيجه گيري:
رويكرد تدريس تعاملي فعاليتي منظم وسنجيده در باره موضوع يا مساله اي خاص است.كه دانش آموزان در تعامل بايكديگر درقالب گروههاي چند نفره درباره آن موضوع يا مساله به مطالعه،انديشه،بحث واظهارنظر ميپردازند.دراين روشها برخلاف روشهاي معمول دانش آموزان فعالانه در فرايند آموزش شركت مي كنند ومسئوليت يادگيري خود ودوستانشان را برعهده مي گيرند. تدريس تعاملي روشی است كه به آن روش فعال تدريس نيزگفته می شود.در اين روش موقعيتي فراهم مي شود كه در آن دانش آموزان يكديگر را به عنوان گروه همكار تجربه مي كنند و در فرايند تجربه ياد مي گيرند كه چگونه خود و ديگران را تاييد يا رد كنند و به انديشه هاي يكديگر احترام بگذارند. تدريس تعاملي در مقابل تدريس نظارت و تحديد، اقتدار و تسلط ، يعني آنچه عموما در مدارس يافت مي شوند ، قرار دارد . متخصصان و نظريه پردازان متعددي از تدريس تعاملي حمايت كرده اند . متفكراني چون هال وديوئي رشد ذهني آدمي را قبل از هرچيز زاييده فشار دروني دانسته و انسان را ذاتا موجودي فعال دانستند كه در جريان امور دخالت مي كند تا دوام عمل خويش را تضمين كند. ژان پياژه نيز معتقد بود كه تصورات واعمال منطقي ذهن وبطور كلي هوش آدمي زاييده اعمالي است كه شخصا انجام مي دهد. روانشناسان شناختي نيز در فرايند يادگيري به دانش آموزان چون پردازش كنندگان اطلاعات مي نگرند. كساني كه تجربه مي كنند ، براي حل مسائل به جستجوي اطلاعات مي پردازند و در ساختار ذهن خود آنچه را براي حل مسائل جديد مفيد تشخيص مي دهند ، به كار مي برند ."ساخت گرايان" نيز به نوعي از اين نگرش حمايت مي كنند . به اعتقاد آنها يادگيري هميشه يك فرايند فعال ادراك حاصل از تجربه است و اين فرايند بسيار تحت تاثير معرفت قبلي قرار دارد. در دهه 1980 تهيه مدلهايي كه بهترين آموخته ها را از پژوهش عملي كند،مورد توجه بسياري از استادان دانشگاه واقع شد.راجر وديويد جانسون ،رابرت سالوين ،نيل داويدسون و اسپنسركاگان ،نامدارترين چهره هاي اين گروه اند.افراد بسيار ديگري نيز در به وجود آوردن مجموعه روبه رشد تحقيقات وتجارب عملي يادگيري از طريق همياري سهيم اند،ازجمله مي توان از نانسي وتئودورگريو،اليوت آندرسون،نانسي شندويند،اسكلومو وييل شاران و پاتريشاروي نام برد.
تحقيقات زيادي وجود دارند كه اثربخشي الگوي تعاملي را در بهبود روابط ميان گروهي،سيالي كلام ،سيال سازي ذهن وعزت نفس،تفكر سطح بالا،نگرش وانگيزش نشان مي دهند . در روشهاي تعاملي دانش آموزان فعالانه در فعاليتهاي آموزشي شركت مي كنند و مسئوليت يادگيري را بر عهده مي گيرند .آنها با مذاكره و مباحثه ، اطلاعات خود را مبادله مي كنند و در مورد راه حل هاي انتخاب شده به قضاوت مي نشينند واز انديشه و نگرشهاي يكديگر با ذكر دلايل متكي بر حقايق ، مفاهيم و اصول علمي دفاع مي كنند . در فرايند چنين فعاليتي دانش آموزان توانايي لازم را براي تجزيه و تحليل و ارزيابي عقايد ، انديشه ها و انتقادات خود و ديگران كسب مي كنند .به عبارت ديگر با استفاده از چنين روشهايي مي توان تفكر خلاق و انتقادي را در دانش آموزان پرورش داد .
لازمه پرورش تفكر خلاق و انتقادي در مدارس و كلاسهاي درس ،بهره گيري از روشهاي فعال وتعاملي تدريس وتغيير نگرش معلمين نسبت به استفاده از اين روشهاي درفرايند آموزش و تدريس است .براي استفاده از اين روشها پيش بايستهايي از قبيل تغيير آرايش فيزيكي سنتي كلاس وايجاد فضاي عاطفي ،چالش برانگيز بودن محتواي كتابهاي درسي،حجم كم محتوا وتعدادكم دانش آموزانلازم وضروري است.همچنين براي ايجاد خلاقيت وتوسعه مهارتهاي علمي وكاربردي،بايد فكر معلمان،مدرسان ودانشجويان درمورد پذيرش نوآوري وتوسعه آنها تغيير كندوتغيير فكر آنان از طريق ايجاد ذهنيت فلسفي،باابعاد جامعيت،تعمق وانعطاف پذيري ممكن است.براي تحقق چنين امري لازم است همه معلمان به برنامه هاي آموزشي حرفه اي پركيفيت و ادامه دار دسترسي داشته باشند تا به آنها اجازه دهد تجربياتشان را با يكديگر در ميان گذارند و عملكردهايشان را پيوسته بهتر سازند .برنامه هاي تربيت معلم نيز بايد به نحوي طرح شوندكه عملكرد فكورانه را تشويق كنند. توانايي معلمان را بالا ببرند تا بر عملكردشان اثر گذارد .معلم فكوري كه كه به منظور پرورش خلاقيت وتفكر انتقادي دانش آموزان از روشهاي فعال تدريس استفاده مي نمايد ،داراي ويژگيهاي زير است :
بي تعصب (بافكر باز و آزاد)است. پويا ، انعطاف پذير ،نوآور ، خلاق و پرسشگر است . به ديدگاههاي ديگران احترام مي گذارد.به توانائي خود اعتماد دارد.در برابر آنچه در كلاس وجامعه مي گذردحساسيت نشان مي دهد.قادر است نقاط قوت وضعف دانش ْموزان را تشخيص دهد.آموزش،برنامه درسي ويادگيرندگان را به يكديگر ارتباط مي دهد.با ديگر معلمان مشورت نموده ودر جهت تشريك مساعي عمل ميكند.درمورد ياددهي ويادگيريروشن بين است.
منابع و ماخذ
1-. براون، سالی. (1382). راهنمای تدریس موثر(ترجمه کوروش فتحی واجارگاه). تهران: آییژ
2- تقویت نو اندیشی و نوآوری " تالیف عبد الرضا کردی. انتشارات اداره كل تربيت معلم و آموزش نيروي انساني
3-برنامه ریزی برای آموزش اثر بخش،تیم ونتیلیک،ترجمه محمد چیذری،انتشارات دانشگاه تربیت مدرس ، تهران 1376
.
به نام خدای دا نایی وتوانایی "همیشه چراغ امید برای آنهائی که چشم دل دارند روشن است.پس قدر لحضات رابیشتر بدانید مي مانيد تا آن زمان که با امیدتان زنده هستيد.